تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
ترجمه : 1 - و در روايت نبوىّ ديگر از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله منقول است كه : سوگند به آن كسى كه مرا به حقّ و درستى فرستاد اين خوف و وحشت ، عين ايمان به خداوند است ، پس هرگاه چنين حالتى را ( در خود ) يافتيد بگوييد : ايمان آورديم به خدا و فرستاده‌اش و هيچ نيرويى نيست مگر قوه‌اى كه وابسته به بارىتعالى است . 2 - و محتمل است كه از وسوسهء در خلق وسوسهء در امور مردم و سوءظنّ به آنها اراده شده باشد و اين معنا با عبارت ( ما لم ينطق بشفته ) مناسب‌تر است . سپس مىفرمايد : اين معنايى كه ما در صحيحهء ذكر نموديم ، همان معناى ظاهر و معروف در معناى اين سه فقره و فراز اخير است كه ذكر شد ( يعنى : طيره ، حسد و وسوسه ) . لكن جناب صدوق در كتاب خصال روايت مرفوعه‌اى از ابى عبد اللّه عليه السّلام به شرح زير نقل نموده كه : ( ثلاث لم يعر منها نبىّ فمن دونه : الطّيرة و الحسد و التّفكر فى الوسوسة فى الخلق ) و سپس در تفسير آن مىفرمايد : 1 - مراد از طيره ، تطيّر و فال بد زدن به پيامبر صلى اللّه عليه و آله و يا به ( انسان ) مؤمن است ، نه ( ابتلاى ) پيامبران به تطيّر ، همان‌طور كه خداى عزّ و جلّ ( در كتابش ) از زبان كفّار حكايت نموده است كه : گفتند : كه ما به تو كسانى كه با تو هستند تطيّر و فال بد مىزنيم . 2 - و مراد از حسد ، محسود واقع شدن است ، نه اينكه ( خود ) حسادت كند ، چنان كه خداى تعالى فرموده : يا حسد مىبرند مردم بر آنچه خداوند به ايشان داده است . 3 - و مراد از تفكّر ابتلاء انبياء به اهل وسوسه مىباشد نه غير آن ، چنان كه خداى تعالى در قرآن از وليد ابن مغيره نقل مىفرمايد كه : به درستى كه او انديشيد و تقدير نمود ، پس به همان امرى كه تقدير كرده بود ، خودش كشته شد .