تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اگر مأتى به منطبق با مأمور به نباشد ، عقلا امتثال صورت نگرفته است و عمل مجزى نيست . پس بايد دوباره نماز را بخواند . اما اين وجوب اعاده اگرچه اثر مجعول و امر شرعى است ، لكن منشا آن ( وجوب اعاده ) مخالفت نماز خوانده شده با واقع ( مأمور به ) است . يعنى : نفس مخالفت مأتى به با مأمور به ، در بقاء امر اوّل ( و عدم امتثال اين امر ) كافى است . در نتيجه مقتضاى وجوب امتثال ( امر ) اين است كه : چنين نمازگزارى بايد نمازش را اداء اعاده كند حال با توجه به اينكه شما خود گفتيد كه : حديث رفع تنها آثار شرعيّهء بلاواسطه را رفع مىكند و كارى به آثار عقليّه ، عاديّه و آثار شرعيّه مع الواسطه ندارد ، در اينجا نيز نمىتواند رافع اين اثر مع الواسطه و امر غير مجعول شرعى را رفع كند . ( * ) مراد از عبارت ( و يردّه ما تقدّم فى نظيره . . . . ) چيست ؟ اين است كه : آنچه در معناى حديث رفع و در پاسخ به ربّما يقال گفتيم در اينجا يعنى : مسئلهء ( من صلّى فى النجاسة ناسيا ) نيز خواهيم گفت . ( * ) حاصل پاسخ شيخ به اعتراض مذكور چيست ؟ اين است كه : رفع در اينجا نيز به معناى دفع است . يعنى : حديث رفع اوّلا و بالذّات شرط بودن طهارت لباس را در حقّ ناسى رفع مىنمايد پس وجوب اعاده نيز كه مترتب بر مخالفت مأتى به با مأمور به است به تبع رفع مىگردد به عبارت ديگر : حديث رفع ، شرطيّت طهارت و جزئيت سوره را از ناسى برمىدارد و دلالت مىكند بر اينكه اين شرط و يا جزء مزبور ، به آدم ذاكر اختصاص دارد . حال وقتى طهارت لباس شرطيّت نداشت و سوره جزئيت نداشت ، نمازى كه ناسى انجام مىدهد مخالف مأمور به نيست ، بلكه مطابق است ، در نتيجه : اعاده لازم نيست ، و ترتّب اثر عقلى بر اثر شرعى بلامانع است . سپس مىفرمايد : بحث مزبور در شرطى است كه نسيانا مراعات نشود ، لكن در جزئى هم كه مكلّف از روى فراموشى انجام نداده جارى است . فى المثل : اگر شما در نماز ، سورهء فاتحةالكتاب و يا جزئى كه غير ركنى است را از روى فراموشى ترك نماييد مىتوان گفت : به مقتضاى حديث رفع ، پس از متذكر شدن لازم نيست نمازتان را اعاده كنيد . زيرا حديث رفع ، جزئيت جزء را نسبت به مكلف ناسى رفع نموده است در نتيجه : وجوب اعاده‌اى كه مترتب بر مخالفت مأتى به با مأمور به است نيز به تبع آن رفع مىشود .