تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
به اين ظالم بدهيد و الّا تهديد كرده كه به شما صدمه مىزند ، بر شما جايز نيست كه به خاطر دفع ضرر از خودتان آن زيد را مورد اضرار قرار دهيد و با تمسّك به فراز ( ما اضطرّوا اليه ) از حديث رفع بخواهيد ، ستم خودتان بر زيد را و در نتيجه عقاب برآن را مرتفع سازيد . زيرا تجويز اين اضرار به زيد و رفع حرمت فعل شما در حقّ او امتنان نبوده ، بلكه اجحاف محض است درهرصورت ارتكاب هر نوع حرامى در مقام دفع الضّرر عن نفسه جايز است مگر در صورت اضرار به غير . 4 - و گاهى رفع جميع الآثار مستلزم اضرار به غير نيست و لكن مستلزم عدم النفع و يا از بين رفتن منافع است . فى المثل : در اكراه بر حلف بر طلاق ، عتاق و صدقه ، اگر حديث رفع وارد شود و اثر عتق اكراهى و صدقهء اكراهى و . . . . را رفع نمايد ، موجب ضرر رساندن به عبيد و اماء و يا فقراء و مساكين نمىشود ، بلكه موجب عدم نفع است و اين منافاتى با مقام امتنان ندارد و قابل رفع است . ( * ) چرا حرمت اضرار به غير از نظر حكم با محرّمات ذاتى كه شارع مقدس به منظور دفع ضرر ارتكاب به آنها را جايز داشته متفاوت است ؟ زيرا حرمت اضرار به غير عرضى است . ( * ) در تبيين اين دو نوع حرمت مثال بزنيد ؟ فى المثل : اكل ميته در حال مخمصه و روزگار قحطى تجويز شده و يا شرب خمر به جهت دواء و درمان و يا رفع اضطرار مباح است ، لكن اضرار به غير براى دفع ضرر از خويش مباح نمىباشد . ( * ) چه فرقى ميان اين حرمت عرضى و محرّمات ذاتى وجود دارد ؟ اين تفاوت كه : خداى منان گاهى از روى امتنان به بندگانش ، فعلى را كه در حقّ بندگانش تحريم فرموده ، وقتى حرمت آن موجب ضرر به ايشان گردد ، از تحريم آن صرف‌نظر كرده و مباحش مىگرداند بنابراين : تحريم خوردن مردار ، شرب خمر به هنگام اضطرار مرتفع و اباحه جايگزين آن مىشود اما در اضرار به غير چون رفع حرمت و منع مؤاخذه از آن ، به لحاظ حق النّاسى بودنش متوقف بر رضايت متضرّر است ، تا متضرّر ( صاحب حقّ ) راضى نشود ، رفع صورت نمىگيرد . در نتيجه : اگر حرمت مزبور بخواهد به وسيلهء حديث دفع قبل از رضايت متضرّر ، رفع شود با امتنان بر جنس امّت تنافى دارد . ( * ) نتيجهء مباحث مربوط به حديث رفع از نظر شيخ چيست ؟ اين است كه : به نظر شيخ : 1 - جميع الآثار آن امر مقدّر در حديث رفع است و اين حديث به درد شبهات حكميه نيز مىخورد . 2 - در خصوص ( ما لا يعلمون ) كه محل شاهد ماست با قطع‌نظر از قرينهء سياقيه ، نيازى به تقدير هم نداريم ، و ماء موصوله قابليت آن را دارد كه حكم از او اراده شود . پس رفع ( ما لا يعلمون ) يعنى رفع الحكم
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 118 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى