خود كه در عموم ما اضطرّوا اليه نمىشود ، زيرا در رفع اثر از فاعل به سبب ايجاد ضرر به غير هيچ امتنانى نيست . پس : اضرار به غير ، نظير ديگر محرّمات الهى تجويز شده براى دفع ضرر از ( نفس ) نمىباشد .
( دفع توهّم توسط شيخ )
5 - اما وارد شدن صحيحهء يادشده از كتاب محاسن در مورد حق الناس يعنى : عتق و صدقه و رفع اثر اكراه از حالف ( قسمخورنده ) علّت فوات نفخ بر عبد و فقراء شده است نه علّت ايجاد ضرر بر آنها ، و اين گونه است رفع اثر اكراه از مكره در موردى كه ضرر به مسلمانى تعلّق بگيرد ، از باب عدم وجوب تحمل ضرر به خاطر دفع ضرر از غير مىباشد و ( اين رفع اثر ) با امتنان تنافى ندارد و به جهت دفع ضرر از خود ، از باب اضرار بر غير نمىباشد ، تا ترخيصش با امتنان بر بندگان منافى باشد ، زيرا كه ضرر ( در اين مثال ) اوّلا و بالذّات و به مقتضاى اراده مكره بر غير متوجّه است نه بر مكره ( به فتح راه ) .