منشأ آنكه وجوب احتياط است مرفوع است ، پس عقاب مترتب برآن نيز مرتفع مىشود همانطور كه معناى رفع تكليف در خطاء و نسيان نيز همين است .
يعنى : چون احتياط و تحفّظ بر شخص واجب نيست ، اگر آن را رعايت نكرد و مرتكب خلاف واقع شد ، مؤاخذه و عقابش مرفوع است ، چرا كه منشا آن مرتفع شده است .
( * ) نقش ( و لو بالاحتياط ) در متن چيست ؟
قيد ( لم يوجب تحصيل العلم ) است يعنى : تحصيل علم به احتياط واجب نگرديد و لو از طريق ايجاب احتياط در حقّ مكلف شاكّ .
( * ) نقش ( كفى فى صدّق الرّفع ) چيست ؟
پاسخ از جملهء ( مع انّه متفرع على المخالفة بقيد العمد ) يعنى اشكال دوم است .
( * ) نقش ( الغير المتمكن من الاحتياط ) چيست ؟
قيد توضيحى براى ( الغافل ) است .
( * ) مراد از قيد و مقيّد چيست ؟
اين است كه : غافل غير ملتفت قادر بر احتياط نيست ، چون اجراء احتياط در فرض توجه و التفات مكلّف است . بههرحال :
1 - اقتضاى تكليف بتاتا در غافل وجود ندارد .
2 - كسى كه اقتضاى تكليف در او وجود ندارد ، مكلّف بودنش عقلا قبيح است پس : تكليف در حقّ وى از باب رفع نيست ، نه رفع به معناى اخصّ و نه رفع به معناى اعم ( از دفع ) .
( * ) مراد از عبارت ( حتّى يلزمه ترتّب العقاب ) چيست ؟
اشارتا پاسخى است از اشكال اوّلى كه مطرح شد و تقريب آن اين است كه :
1 - ارتفاع استحقاق عقاب به واسطهء حديث رفع نمىباشد ، بلكه مستند به ارتفاع ملزومش ( يعنى وجوب احتياط ) مىباشد .
2 - ايجاب احتياط اثر شرعى است كه ارتفاعش ملازم با ارتفاع استحقاق عقاب و يا احيانا با نفس مؤاخذه است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١١٠