تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
( * ) معناى عام رفع را با ذكر مثال تبيين كنيد ؟ فى المثل : 1 - در موردى ممكن است تكليفى آمده و ثابت هم شده لكن توسط حديث رفع ، برداشته مىشود . 2 - گاهى نيز مقتضى براى ثبوت تكليف از جانب شارع وجود داشته ، لكن تكليفى صادر نشده كه از اين تعبير به دفع مىشود . ( * ) كيفيت دفع به چيست ؟ به اين است كه شارع : 1 - يا خطابات خود را مطلق آورده ، سپس بگويد : در ( ما لا يعلمون ) احتياط واجب نيست در نتيجه ما نسبت به حرام واقعى مجهول مكلّف نمىباشيم . 2 - و يا اينكه از اول خطاب را متوجه شخص عامد نمايد ، تا كسى كه عامد نيست مكلف نباشد . ( * ) چرا در حديث مزبور ، رفع را اعم از دفع مىگيريم ؟ زيرا كلمهء ( رفع ) على الظاهر ، نفى شىء است بعد از ثبوتش بدين معنا كه : ادلّهء تكليف ، حكمى را به طور مطلق ثابت كرده بعد حديث رفع وارد شده و آن حكم را از اين امور نه‌گانه برمىدارد . ( * ) آيا رفع مذكور در هر نه فقره درست است ؟ خير در سه مورد آن صحيح نمىباشد : 1 - در ( ما لا يعلمون ) ، زيرا مفروض در اين فقره عدم النص است يعنى : اصلا دليلى نيامده و حكمى ثابت نشده ، تا اينكه رفع معنا داشته باشد . 2 - در مورد ( خطا ) ، چرا كه تكليف خاطى عقلا قبيح است يعنى : اصلا خاطى مكلف نيست تا اينكه رافع بيايد و حكم را رفع كند . 3 - در مورد ( نسيان ) ، چرا كه ناسى نيز عقلا مكلّف نيست . ( * ) پس رفع در موارد مزبور به چه معناست ؟ به معناى دفع است . ( * ) مرادتان از اين معنا چيست ؟ اين است كه : 1 - جا داشت كه عند عدم العلم ، خداى تعالى احتياط را واجب مىكرد ، لكن با حكم ( لا يعلمون ) چنين نكرده است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 107 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى