( * ) با توجه به مقدّمات مزبور مراد از ( ثم المراد بالآثار هى الآثار المجعولة الشرعيّة . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه :
مرفوع بايد از احكام و آثارى باشد كه جعل و وضع آنها به دست خود شارع است . نه مثل : آثار عقليه و عاديهاى كه جعل آنها به دست شارع از آن جهت كه شارع است نمىباشد .
پس : حديث رفع قسم سوم يعنى : تنها آثار شرعيه بلاواسطه را رفع مىكند ، لكن رافع آثار عقليّه و يا عاديه و يا شرعيّه ، مع الواسطه نمىباشد .
( * ) سر مطلب در پاسخ فوق چيست ؟
اين است كه :
شارع بما هو شارع مىتواند آثارى را رفع نمايد كه وضع آنها به دست خودش باشد و آنهم آثار شرعيّه بلاواسطه است .
( * ) مفهوم مطلب اخير چيست ؟
اين است كه :
آثارى كه جعل و وضعشان به دست شارع نيست ، سلب و رفعشان هم به دست شارع نمىباشد مثل همان آثار عقليه ، عاديه و شرعيهء بلاواسطه .
( * ) تا به اينجا سخن از چه امرى بود ؟
پيرامون ، مرفوع در حديث رفع بود يعنى :
به دنبال اين بوديم كه بدانيم اثرى كه توسط حديث رفع ، مرفوع شده ، كدام اثر است ؟ جميع الآثار است يا خصوص مؤاخذه .
( * ) مراد از عبارت ( ثم المراد بالرّفع ما يشمل عدم التكليف مع قيام المقتضى . . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه كلمه ( رفع ) در متن حديث رفع به معناى خاص و يا ( حقيقى ) آن نبوده ، بلكه اعم از رفع و دفع است .
( * ) معناى خاصّ رفع چيست ؟
منع از بقاء شىء است پس از حدوثش .
( * ) معناى عام رفع چيست ؟
منع از وجود است ، چه حدوث ، چه ثبوت و لذا شامل رفع و دفع هر دو مىشود .
( * ) معناى دفع چيست ؟
منع از حدوث شىء است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠٦