غلبه و درمانده كردن طرف باشد مراء است و اگر براى اظهار حق باشد مراء نيست ( و در ضمن تفسير مراء از قول مصباح گويد : ) مراء اعتراض بگفته ديگريست براى نكوهش آن به گفته و خرد كردن گويندهاش و مراء همان اعتراض است بخلاف جدال كه شامل آغاز كردن بگفتار هم مىشود .
دوست ندارى كه به تقوى ستوده شوى " زيرا آن از آثار خودبينى است و مخالف با اخلاص در عمل است .
29 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه خدا عز و جل بموسى وحى كرد كه ميدانى چرا از همه خلق بگفتار با تو مخصوص ساختم گفت پروردگارا براى چه ؟ گويد : خدا تبارك و تعالى به او وحى كرد كه اى موسى من همه بندگانم را زير و رو وارسيدم و ميان آنها كسى را نيافتم كه از تو خود خواركنتر باشد ، اى موسى راستش تو بعد از نماز گونهات را بر خاك نهى يا فرمود بر زمين .
بيان : بگفتار با تو " يعنى گفتگو بىميانجى فرشته ، زيرورو كردن يعنى بازرسى مردم در ظاهر و باطن كه كنايه است از فراگيرى دانش خداوند سبحان بدانها و به همه اوصاف و احوالشان ( و بعد از تفسير لغت از قول مصباح و اعراب حديث گويد : ) يا فرمود ترديد از راوى است و دلالت دارد بر استحباب گزاردن گونه بر خاك بعد از نماز .
30 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه امام چهارم گذر كرد بر خورهزدگان سوار بر الاغش ، و آنان چاشت ميخوردند و آن حضرت را بچاشت دعوت كردند ، فرمود : اگر روزه نبودم مىپذيرفتم ، و چون به خانه رسيد فرمود : خوراكى خوب بسازند و آنان را دعوت كرد تا نزدش چاشت بخورند و بهمراه آنان چاشت خورد .
روشنگرى : در قاموس است كه خوره يك درديست كه در سراسر تن بر اثر سوداء منتشر شود و مزاج اعضاء و شكل آنها را تغيير دهد و بسا بكشد باينكه اعضاء تن خود خورى كنند و بر اثر ريش شدن بيفتند - تا گويد : و بسا كه روزه آن حضرت واجب بوده كه با دعوت افطار نكرده ( و بعد از شرح لفظ گويد ) چاشت خوردند نزد او يعنى در روز ديگر يا مقصود شام است . . .
و چاشت خورد با آنان صريح نيست كه در يك ظرف همخور آنان شده چنانچه در خبر آينده مشكاة است ، و منافات ندارد با امر گريز از خورهدار ، و بسا كه ائمه از اين حكم جدا باشند براى كمال توكل و نفوذ ناپذيرى آنان بمانند اين امور ، يا اينكه ميدانند خداشان بدين دردها كه مايه نفرت مردم است گرفتارشان نكند .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٧