تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
فرمان بود و گرد خانه خدا طواف كرد و آن طواف نساء بود و نوح آن را رها كرد ، و خدا عز و جل بكوهها وحى كرد كه من كشتى نوح را كه بنده من است بر يكى از شما كوهها فرود آورم و آنها سر برآوردند و فرازى گرفتند و جودى سر فرود آورد و فروتنى كرد ، آن كوهى است نزد شماها و كشتى با شيبه خود به او زد فرمود : نوح در اينجا بود كه گفت : يا مارى اتقن ، اتقن كه به زبان سريا نيست يعنى پروردگارا اصلاح كن ابى بصير گفت گمانم شد كه آن حضرت به خود اشارت كرد . روشنگرى : همان سال پس از درگذشتش كه آغاز امامت امام كاظم ( ع ) بود نه پيش از آن كه گفته شده ، و فلان يكى از اشراف بوده كه خود را هم رتبه آن حضرت حساب ميكرده و نوح تا هر چه خدا خواست در كشتى بود يعنى زمانى دراز و مىشود مقصود از آن مؤمنان و حيوانات و درختان و دانه‌ها و همه نيازمنديهاى آدميزادگان باشد و معنى يكم روشنتر است ، و در مدت ماندن نوح در كشتى اختلاف است بقولى هفت روز است كه از امام صادق ( ع ) روايت است ، و در روايت ديگر صد و پنجاه روز ، و بقولى شش ماه و بقولى پنج ماه كشتى در فرمان بود " يعنى در فرمان خدا كه هر جا خواستى بردى ، و بقولى در فرمان نوح كه چون خواستى بايستد گفتى بسم الله و ايستادى و چون خواستى روان شود گفتى : بسم الله و روانه ميشد چنانچه خداى تعالى فرموده ( 41 - سوره هود ) بسم الله روان شدن آن بود و لنگر انداختنش . و به خانه خدا طواف كرد ، گويا چون بگرد حرم رسيد آن حضرت احرام عمره مفرده بست ، و طواف نساء براى حلال شدن آنها بوده است و ديگر اعمال را پيش از آن انجام داده و ذكر خصوص آن براى بيان اينست كه در دين نوح هم طواف نساء بوده ، و بسا كه در دين او اين طواف از طواف زيارت كفايت ميكرده و اولى روشنتر است ، و احتمال دارد كه احرام حج بسته و همه افعالش را انجام داده چنانچه در كتاب نبوت گذشت بسندى از امام كاظم ( ع ) كه كشتى نوح در فرمان بود و بر خانه كعبه طواف كرد آنجا كه زمين غرق در آب بود و آنگاه به منى رفت در وقت آن وانگاه به مكه برگشت چون كه در فرمان بود و طواف نساء را انجام داد و اين خبر شرح خبر متن است ( و بعد از شرح لفظ از قاموس گويد : ) اين جمله يا مثل است و اشاره است باينكه چون مردم گمان ميكردند كه كشتى بر سربلندترين كوه فرود آيد و گمان بجودى نداشتند خدايش بدان نهاد و گويا كوهها سرافرازى كردند وجودى تواضع كرد ، و چون تواضع طبعى اثر دارد تواضع ارادى بدان سزاوارتر است ، و بسا كه خدا در آن ساعت بكوهها شعور داد و براى مصلحت به آنها خطاب كرد و همه