تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
و بدان كه اخبار در سرايت مرض اختلاف دارند ، در خبر است از پيغمبر ( ص ) كه سرايت بدفالى وجود ندارد ، و در روايتى آمده كه از خوره‌دار بگريز چنانچه از شير و به قولى جمع ميان اينست كه حديث دوم در مقام وجوب گريز نيست بلكه براى جواز يا استحباب است نظر به بد دلى راجع بسرايت و خوردن و همنشينى براى جواز آنست ، و مؤيد آنست حديث جابر از طريق عامه كه پيغمبر ( ص ) با خوره‌دار همخور شد و فرمود : توكل بر خدا ، و باز آوردند كه زنى از همسران آن حضرت در باره گريز از خوره‌دار پرسش كرد و او جواب داد نه هرگز به خدا با اينكه رسول خدا ( ص ) فرموده : سرايت وجود ندارد ، و ما يك خدمتكار داشتيم كه دچار آن شد و در كاسهء من مىخورد و از ظرف آبم مىنوشيد و بر بسترم ميخوابيد . و يكى از عامه گفته حديث همخورى حديث گريز را نسخ كرده ، و يكى ديگرشان گفته اصل عدم نسخ است با اينكه حكم بدان منوط است به دنبال بودن حديث همخورى از حديث گريز و آن دانسته نيست . . . 31 - كافى : بسندش از امام ششم كه از تواضع است نشستن آدمى در مجلس در كمتر از حد شرافت خود . 32 - كافى : بسندش تا يونس بن يعقوب كه امام ششم نگاه كرد به مردى از اهل مدينه كه چيزى براى عيال خود خريده و با خود ميبرد و چونش آن مرد ديد شرمگين شد ، و آن حضرت فرمود : آن را براى عيالت خريدى و براشان ميبرى آگاه كه به خدا اگر مردم مدينه نبودند دوست داشتم براى عيالم چيزى بخرم و خودم براشان ببرم . 33 - روشنگرى : دلالت دارد كه خريدن چيزى و بردن براى عيال مستحب است ، و اگر مردم سرزنش كنند تركش اولى است . 34 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه در وحى خدا عز و جل بداود ( ع ) است كه اى داود چنانى كه نزديكتر مردم به خدا تواضع‌كنانند دورترين مردم هم به خدا متكبرانند . بيان : تواضع ترك تكبر است و خوارى در برابر خدا و رسولش و اولو الامر و مؤمنان و نخواستن والائى و تسلط بر ديگران و همه اينها مايه تقربست ، بناچار خلاف آن سبب دورى است . 35 - كافى : بسندش تا ابى بصير كه وارد شدم نزد امام كاظم ( ع ) در همان سالى كه امام صادق ( ع ) در گذشته بود و گفتم : قربانت : چرا شما يك گوسفند كشتيد و فلانى يك شتر ؟ فرمود : اى ابو محمد نوح در كشتى بود و هر آنچه كه خدا خواسته بود ، كشتى در