تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
بيان : اين جمله كه افزوده بجاى جمله آخر خبر پيش است و ياد خدا به زبان يا دل است و بلكه بذكر اسماء حسنى و صفات عليا ، يا به خواندن قرآن ، يا ياد كردن احكام خدا و يا پيغمبران و امامان است كه وارد است ذكر ما ذكر خداست . و سايه‌اش دهد در بهشت خود " يعنى در سايه كاخها و درختهاى بهشت يا زير سايه رحمت خود ، يا او را در حمايت خود گيرد . . . 27 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه ميفرمود : فرشته‌اى نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : خدايت اختيار داده است كه بنده و فرستاده و با تواضع باشى يا پادشاه و پيغمبر باشى گويد : پيغمبر بجبرئيل نگاه كرد و او با دستش اشاره كرد كه تواضع را بگزين و آن حضرت فرمود : بنده متواضع رسول باشم ، و آن پيام آور گفت : با اينكه در هر حال از مقامى كه نزد خدا دارى كاسته نشود ، و كليد گنجهاى زمين را هم با خود آورده بود . روشنگرى : بجبرئيل نگاه كرد " اين كلام امام باقر است يعنى از جبرئيل نظر خواست با اينكه خودش ميدانست و پادشاهى را نميخواست و اين هم از تواضع آن حضرت بود ( و بعد از اعراب جمله‌ها گويد : ) و آن فرشته گفت : با اينكه پادشاهى يا اختيار آن از قرب و مقام و ثواب و مرتبه تو نزد خدا نكاهد . و امام باقر ( ع ) فرمود نزد رساندن اين مقام بهمراه آن فرشته كليدها بود كه آورده بود به پيغمبر بدهد اگر اختيار پادشاهى كند و بقولى مقصود اينست كه پيغمبر ( ص ) فرمود من پادشاهى را نخواهم گرچه بهمراه آن كليدها باشد و اعتراض به اين توجيه روشن است و مقصود از كليدها مىشود معنى حقيقى آن باشد يعنى يك ابزارى كه بدان توان به گنجينه‌هاى زمين مسلط شد و به آنها آگاه شد ، يا مقصود فرض آنست و بيان اينكه اگر شاهى را بخواهى حصولش براى تو آسانست بمانند اين كليدها كه در دستت باشند و با آنها در را باز كنى يا مقصود اينست كه بهمراه فرشته وسائل رسيدن به شاهى بود كه از آن به كليدها تعبير كرد چون خاتم سليمان و بساط او و مانند آنها كه بوسيله آن تسلط بر سراسر زمين آسان باشد يا وسيله علم به راه رسيدن بدان باشد و توانائى بر آن . 28 - كافى : بسندش تا امام صادق ( ع ) ( مضمون شماره 3 را آورده ) . بيان : مجلس دون المجلس " يعنى هر جا پيشامد بنشينى و مقيد بصدر مجلس نباشى . بهر كه برخوردى سلام كنى " بهر مسلمانى و از آن خارج است سلام بر زن جوان مگر با اطمينان عفت از خود و تفصيل آن در ضمن ابواب معاشر بيايد ان شاء الله ، و مقصود از مراء ستيزه و نزاع است و اما اظهار حق به مراء خوبست بلكه واجب است و بقولى اگر مقصود
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 86 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى