خواستم كه بدين وضع كه بينى خدا را شكر كنم .
16 - همان : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه ميفرمود : وحى تا سى بامداد از موسى بن عمران بريد ، و بكوهى در شام بنام اريحا برآمد و گفت : پروردگارا چرا وحى و سخنت را از من باز داشتى ، آيا گناهى كردم من اكنون برابرت هستم براى رضاى خود از من تقاص كن و اگر براى گناهان بنى اسرائيل وحى و سخنت را از من بازداشتى ، عفو ديرينهات خواهانم خدا به او وحى كرد اى موسى ميدانى چرا تو را براى وحى و سخنم از ميان همه خلقم برگزيدم فرمود : پروردگارا نميدانم ، فرمود : اى موسى من يك نظرى به همه خلقم انداختم و كسى را با تواضعتر از تو نديدم ، و از اين رو تو را مخصوص بوحى و سخنم كردم از همه خلق خودم ، فرمود : شيوه موسى بود كه چون نماز ميخواند برنمىخاست تا گونه راستش بر زمين مينهاد و هم گونه چپش را .
فقه الرضا : مانندش را آورده 18 - همان : بسندش از امام ششم ( ع ) كه يك عرب بيابانى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت : يا رسول الله با ماده شتر با من مسابقه مىكنى ؟ و مسابقه كرد و اعرابى از او پيشى گرفت و رسول خدا ( ص ) فرمود : شما ماده شتر مرا بالا گرفتيد و خدا خواست فرودش آورد راستش كوهها بر كشتى نوح سرفرازى كردند وجودى بيشتر تواضع كرد و خدا كشتى را بر آن فرود آورد .
19 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه در آسمان دو فرشتهاند گمارده بر بندگان خدا ، و هر كه تواضع كند او را بالا برند و هر كه تكبر كند او را فرو كشند .
20 - الدره الباهره : امام صادق ( ع ) فرمود : تواضع اينست كه در مجلس پائينتر از مقام بنشينى ، و بهر كه رسيدى سلام كنى ، و ستيزه در گفتار را وانهى گرچه بر حق باشى ، و سره خوبى تواضع است .
21 - نهج البلاغه : فرمود : بتواضع نعمت تمام است و فرمود : چه خوبست تواضع توانگران نسبت بمستمندان براى خواست آنچه نزد خداست و زيباتر از آن سرفرازى مستمند است بر توانگران باعتماد بر خدا .
22 - عده الداعى : از پيغمبر ( ص ) كه سه باشند كه خدا جز فزونى به آنها ندهد تواضع خدا بدان جز سربلندى نيفزايد ، و خوار شمردن خويش كه جز عزت بدان نيفزايد ، و خوددارى از سؤال كه خدا جز بىنيازى بدان نيفزايد .
23 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) ( قريب بمضمون شماره 6 را آورده و توضيحى
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٣