توجه بامر ما " يعنى توجه بخروج قائم ما و سعى در اسباب خروج و دعاء برايش . . .
نوشتن به طلا " يعنى به آب طلا و بسا كه كنايه است از شدت اهتمام بدان و ارزشمندى آن ، و احتمال حقيقت نوشتن با آب طلا هم دارد و منعى از آن نيست مگر در باره قرآن چنانچه در كتاب راجع به آن بيايد .
34 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : راستش خدا عز و جل مردمى را به فاش كردن راز سرزنش كرده در قول خدا ( آيه 83 - النساء ) و چون آيد آنها را خبرى در باره امنيت يا ترس آن را فاش كنند " شما از فاش كردن پرهيز كنيد .
بيان : ( پس از تفسير لفظ اذاعه گويد ) و چون آيد بدانها خبرى از امن يا خوف " بقول بيضاوى يعنى آنچه سبب امن است يا خوف آن را فاش كنند ، اين كار مسلمانان ناتوان بود كه چون خبرى از طرف دستههاى مجاهد ميرسيد يا خود پيغمبر ( ص ) از وحى به آنها خبرى از وعده پيروزى يا بيم از كافران ميداد آن را پراكنده ميكردند . و آن مفسده داشت و اگر آن خبر را به پيغمبر يا اولو الامر و كارگزاران خود بر ميگرداندند يعنى به نظر آن حضرت و بزرگان اصحاب كه بينا بودند بامور يا به نظر فرماندهان دانستند آن را بهر وجهى كه بايد آنان كه استنباطگر بودند از ميان مسلمانان يعنى چارهجوئى ميكردند در باره آن بتجزيه و راى خودشان .
و بقولى مقصود اينست كه شايعهسازيهاى منافقان را مىشنيدند و منتشر ميكردند و بال مسلمانها ميشد ، و اگر در باره نشر آن برسول و اهل نظر مراجعه ميكردند آنها مىفهميدند كه مقصود منافقان چيست پايان كلام بيضاوى و در اخبار آمده كه مقصود از اولو الامر ائمه ( ع ) ميباشند ، و بهر حال آيه دلالت دارد بنكوهش فاش كردن آنچه فاش كردنش مفسده دارد و ضرر دارد براى امامان يا مؤمنان و بسا فراگيرد فاش كردن برخى از علوم غامض و پيچيده را كه عقل عموم مردم بدان نرسد .
35 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه هر كه حديث ما را فاش كند چون كسيست كه حق ما را انكار كند ، و بمعلى بن خنيس فرمود : فاش كن حديث ما چون منكر ماست .
بيان : دلالت دارد بر اينكه فاشكننده و منكر شريكند در بىايمانى و بيزارى امام از آنها و يا كارى كه ضرر رساند به امام و يا شيعه بلكه ضرر فاش كردن بيشتر است زيرا ضرر انكار تنها به خود منكر رسد ولى ضرر فاش كردن بفاش كن و بمعصوم و بمؤمنان همه رسد ، و بسا كه چنين خطابى به معلى براى اين بوده كه در حفظ اسرار ناتوان بوده است و همان سبب كشتار او شد ، و بنقل كشى با سندى از مفضل است كه روزى كه معلى را كشتند نزد امام
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٨