تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
شايعه‌ساز و فاش كن راز نباشند . . . . و بقول نهايه : جفاء طبع خشن است و از اين معنا است در وصف پيغمبر ( ص ) كه جفاكار خواركننده نبود ، يا مقصود اينست كه باصحابش جفا نميكرد ، و بقولى جافى سخت‌گير و بدخو است در برابر شيرين سخن و پر گو . . . 29 - كافى : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه خوشا به حال هر بنده گمنامى كه به دو اعتناء نشود ، مردم را شناسد و مردمش نشناسند ، خدا او را اهل رضوان خود شناسد ، آنانند چراغهاى هدايت كه كشف شود از آنها هر فتنه تيره ، و گشوده شود براشان در هر رحمت ، فاش كن و شايعه پراكن نباشند و نه جفاكار و خودنما . و فرمود : خوب بگوئيد تا خوشنام باشيد ، و نيكى كنيد تا خوشكردار باشيد ، و شتابزده و شايعه پراكن نباشيد ، زيرا خوبان شما آنهايند كه چون بدانها نگاه شود خدا ياد شود و بدان شما آنان كه دنبال سخن چينى باشند و دوستان را از هم جدا كنند و براى پاكان عيب جويند . روشنگرى : در نهايه گويد : در حديث است كه بسا ژوليده خاك‌نشين كه دو جامه كرباسين دارد و به او اعتناء نشود و اگر به خدا قسم دهد قسمش را انجام دهد ( و پس از تفسير لفظ يؤبه از قول او گويد ) مردم را شناسد يعنى حق رو ناحق‌گراى آنها را فريب نخورد از آنها و خدا به او شناسد رضوان خود را يا نعمت خود را و بگشايد به روى باب هر رحمتى از رحمتهاى دنيا و آخرت را چون فوائد دنيويه و توفيقات اخرويه و فيوضات الهيه و هدايات ربانيه . . . و بعد از تفسير لفظ عجل گويد مقصود از آن شتابزده در كارها است بىانديشه در انجام آنها . نگاه به آنها ياد خدا آورد " يعنى نگاه بكردار و وضع آنها كه مطابق قرآن و سنتند ، و اشاره دارند به فناء دنيا و اعلام به اختيار رضاى خدا و دوستى او است با ياد خداى سبحان و ثواب و عقاب او ( و بعد از تفسير لفظ نميمه گويد ) جدا افكنى ميان دوستان به خبر بردن از آنها بديگريست براست يا دروغ و مانند كه سبب دشمنى ميان آنها شود عيب جو براى پاكان حقيقى يا ظاهرى كه مردم عيبهاى نهانشان را بدانند يا افتراء بدانها زنند از روى حسد يا تجاوز . . . 30 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : زبان خود را نگاه داريد و در خانه‌هاتان بمانيد زيرا بشما ( اماميه ) هرگز كار بخصوصى متوجه نباشد و زيديه پيوسته سپر شما باشند