تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
و مىكشتند پيغمبران را " چون شعيا و يحيى و زكريا و ديگران . اين براى اين بود كه نافرمان شدند " يعنى ادامه نافرمانى آنها را بكفر به آيات و كشتار پيغمبران كشيد زيرا گناهان خرد بگناهان كبيره كشانند . و اينكه فرمود : به خدا آنها را نكشتند چند توجيه دارد : 1 - اينكه كشتار پيغمبران از يهود نبود بلكه از فرعونها بود ولى چون يهود بسبب فاش كردن اسرارشان سبب آن بودند كشتن به آنها وابسته شد . 2 - اينكه خدا آن را به همه يهود بسته يا پدران طرف خطاب و كار همه نبوده بلكه كار بعضى بوده و به همه بسته شده و اينكه آنان را نكشتند يعنى همه يهود ( ) 3 - اينكه مقصود از اين حديث خبر كشنده‌ها باشد و يهود چه بسا كه مقصود از ناحق بودن يعنى سبب ناحق بوده و آن ذكر احاديث آنها در جاى نامناسب و اينكه فرمود : اين براى اينست كه گناه كردند مىشود مقصود اين كشتن باشد و يا نسبتش بدانها براى نافرمانى و تجاوز به ترك تقيه چنانچه فرمود : اين فاش كردن حديث شد كشتن و تجاوز و گناه و اين تفسير بهتر با آيه سازگار است از تفسير ديگران . 40 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل " و ميكشتند پيغمبران را بناحق " فرمود : به خدا آنان را با شمشير خود نكشتند ولى رازشان را فاش كردند و بر سر آن كشته شدند . بيان : موافق مضمون خبر پيش است ولى اين آيه در سوره آل عمران است ( 112 ) و آن آيه پيش در سوره البقره است . 41 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه هر كه فاش كند بر ما چيزى از امامت ما را چون كسى است كه ما را بعمد كشته نه بخطا . بيان : و بخطا نكشته يا تاكيد است يا براى احتراز از شبه عمد كه عمد است از جهتى و خطا از جهت ديگر . 42 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : فاش كن راز در شك است و آنكه بنا اهلش گويد كافر است و هر كه برشته محكم چسبيد نجات يابنده است ، راوى گويد : گفتم آن چيست ؟ فرمود : تسليم . بيان : فاش كن راز شاك است گويا مقصود گفتن آنست به شيعه‌اى كه مورد اعتماد نباشد و معنى شاك اينكه يقين ندارد زيرا كسى كه دارد امام ( ع ) را در هيچ مورد مخالفت نكند و احتياط كند در اينكه به او زيانى نرسد ، يا مقصود اينست كه چون در باره آن ترديد دارد آن را پر بازگو مىكند ، و مىشود آن را توجيه كرد باسرارى كه عقول عموم پذيرا نيست و
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 60 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى