آنچه آيد حمل كرد بگفتار مخالف عامه ، و بقولى يكى فاش كردن راز است نزد كسى كه حالش معلوم نيست و دومى نزد كسى كه ميداند مخالف است ( آنگاه فرمود ) رشته محكم تسليم به امام است در هر چه گويد چه عقول عمومى بپذيرد يا نه و هم در آنچه موافق عامه باشد يا مخالف و اطاعت كردن ائمه است در رعايت تقيه و رازدارى و امور ديگر .
43 - كافى : بسندش تا امام صادق ( ع ) كه فرمود : خدا براى دين دو دولت ساخته ، دولت آدم كه دولت خداست و دولت ابليس ، و چون خواهد آشكارا پرستيده شود دولت آدم باشد ، و چون خواهد نهانى پرستيده شود دولت ابليس آيد ، و آنكه فاش كند آنچه را خدا خواسته نهان ماند از دين جهيده است .
بيان : بقولى مقصود از دين عبادت است و ظهور دولت عبارت از حكومتى است كه عادل باشد يا جائر و دولت آدم دولت حق آشكار و مسلط است چنانى كه در زمان آدم ( ع ) بود كه بر شيطان غلبه كرد و حق را آشكار كرد ، و هر دولت حق مسلط آشكار دولت آدم است و آن حكومت خداپسند است به او چون خدا اصلاح بندگان را در پرستش آشكار خود داند وسيله ساز دولت حق گردد چون دولت آدم ، و چون صلاح را در پرستش خود پنهانى داند و با تقيه آنان را به خود وانهد تا دنياپرست شوند و باطل بر حق چيره گردد و هر كه حق را در دولت باطل آشكار كند و تقيه نكند قضاى خدا را نپسندد و امر او را مخالفت كرده و مصلحت خدا را كه براى بندگانش برگزيد ضايع كند و از دين بدر باشد يا از عبادت درست بدر باشد ( و بعد از شرح لغت مارق گويد ) : و خوارج را مارقين گفتند براى اينكه از دين بدر شدند .
44 - كافى : بسندش از امام ششم كه هر كس روزش با فاش كردن راز ما گشايد خدا بر او مسلط كند سوزش آهن يا تنگى زندانها را بيان : روز گشودن را مثل آورده يا اينكه شديدتر است ، يا كنايه از تعمد است در برابر غفلت و سهو و بسا كه بمعنى يارى خواستن باشد چنانچه در قول خداى تعالى ( آيه 89 سوره البقره ) و از اين پيش يارى خواه بودند در برابر كفار " و فرموده ( 19 سوره الانفال ) اگر فتح خواستيد كه البته براى شما فتح آمد " يعنى اظهار فتح و پيروزى كند در برابر مخالفان بذكر رازها كه ائمه براى تسليت و دلدارى شيعه گفتند چون انقراض دولت بنى اميه يا بنى عباس در فلان وقت و مقصود اينست كه در سراسر روز چنين افشاءگرى كند و سوزش آهن درد و سختى از شمشير و مانند آنست تا گويد : در نهايه گفته : در حديث على ( ع ) است كه بفاطمه ( ع ) فرمود : كاش نزد پيغمبر ( ص ) مىرفتى و از او خدمتكارى
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦١