دارند يا راوى ثقه نباشد يا غرض موافقت حديث است با عموم آيات چنانچه عمل بجز واحد را جائز دانسته مگر موافق مضمون قرآن و سنت متواتره باشد به تفصيلى كه در آغاز دو كتاب تهذيب و استبصار خود گفته .
و گر نه توقف كنيد " يعنى بدان عمل نكنيد و ردش هم نكنيد بلكه توقف كنيد تا از امام بپرسيد ، و بقولى مقصود اين است كه هر خبرى از ما بشما رسيد لازمست بدان عسل كنيد و اگر گواهى از قرآن دارد نزد مخالفان راه گريز داريد چون دليلش را از شما بپرسند و با آن گواه آنها را ساكت كنيد و از آنها تقيه نكنيد ، و اگر نه توقف كنيد و نهانى بدان عمل كنيد و نزد مخالفان اظهارش نكنيد ، و آن را بما برگردانيد و گواه آن را از قرآن از ما بپرسيد تا بشما بگوئيم و آنگاهش بمخالفان اظهار كنيد و سستى اين توصيه روشن است .
منتظر اين امر " يعنى ظهور دولت قائم ( ع ) 22 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : پذيرش امامت ما تنها باور كردن و قبول نيست بلكه كتمان آن و حفظ آن از نااهل هم شرط آنست تو ( عبد الاعلى راوى حديث ) سلام ما را به آنها برسان و بگو رحمت كند خدا كسى را كه دوستى مردم ديگر را به خود كشاند به آنها باز گوئيد آنچه را مىفهمند و قبول كنند و نهان داريد از آنها آنچه كه منكرند ، سپس فرمود : به خدا آن دشمنى كه با ما بجنگد براى ما سختتر نيست از آنكه بر ما گويا باشد آنچه را بد داريم و چون از يك بنده خدا مىفهميد راز فاش مىكند نزد او برويد و او را از آن باز داريد ، اگر از شما پذيرفت كه بسيار خوب و گر نه كسى را به او داريد كه بر او گرانست و از او ميشنود . چون كه يكى از شما حاجتى دارد و با نرمش آن را بر آورده مىكند و بدست مىآورد شما در حاجت من نرمش كنيد چنانچه در حوائج خود ميكنيد و اگر از شما پذيرفت بسيار خوب و گر نه كلامش را زير پاى خود زير خاك كنيد و نگوئيد كه ميگويد و ميگويد كه سخنى كه از او نقل كنيد پاى من و شما حساب مىشود .
آگاه كه اگر شما بگوئيد آنچه من ميگويم اعتراف كنم كه شما اصحاب منيد ، اين ابو حنيفه هم اصحابى دارد ، اين حسن بصرى هم اصحاب دارد ، من خود از قريشم و فرزند رسول خدا و دانا بكتاب خدا كه در آنست بيان هر چيزى از آغاز آفرينش و كار آسمان و كار زمين ، و كار اولين و كار آخرين ، و هر آنچه بوده و خواهد بود كه گويا به چشم خود آنها را بينم و در برابر چشمم هستند .
روشنگرى : گويا مقصود از باور اعتقاد بدل است و از قبول اقرار زبانى تنها يا با عمل بدان ، و مقصود اينست كه قبول تكليف خدائى در شيعه بودن منحصر به اعتقاد قلبى
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥١