بگير و به نيكى امر كن و روگردان از مردم نادان " و اما روش امامش شكيبائى است در تنگى و سختى كه خدا عز و جل ميفرمايد ( 177 سوره البقره ) و صابران در تنگى و سختى " معانى الاخبار : بسندش مانندش را آورده .
3 - عيون : بسندش تا مردى كه مامون به امام رضا گفت بهتر شعرى كه در باره رازدارى دارى برايم بخوان و آن حضرت فرمود : ترجمه
از ياد برم راز تا فاش نسازم * اى آنكه رازدارى را در فراموشى آن دانى
ترسم كه روان گردد در خاطر من يادش * وانگاه دل اندازد آن را به زبان خوانى
باشد كه بسا رازى در دل جولان گيرد * وانگاه توان نبود و حبس در آن آنى
4 - خصال : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : چهارند كه از ميان بروند دوستى با بيوفا ، احسان بناسپاس دانش آموختن به كسى كه گوش نگيرد ، و رازى كه سپرده شود به بىتربيت .
5 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : خوشا بدان بنده خدا كه خود را بخواب زند ، مردم را بشناسد و با تنش با آنها رفاقت كند نه با دلش همكار آنها باشد ، آنها را در ظاهر بشناسد و به باطن او پى نبرند ( مقصود وضع يك شيعه است در حال تسلط حكومت جور و متابعت اكثر مردم از او ترجمه ) .
6 - همان : بسندش تا امام چهارم ( ع ) كه دوست دارم براى شيعه خود دو خصلت را با دادن يك دستم بخرم : كج خلقى و كمى راز دارى ( يعنى يك دستم را بدهم كه اين دو خصلت نباشد مترجم ) .
گويم در بابهاى گذشته سفارشى از امير مؤمنان به پسرش گذشت كه پارهاى از آن را در باب تقيه آورديم و پارهاى را در كتاب العلم .
7 - امالى طوسى : بسندش از امام ششم ( ع ) كه فرمود : رازدارى براى ما جهاد در راه خداست .
8 - معانى الاخبار : بسندش تا امام ششم ( ع ) ( مضمون شماره 5 جز اينكه در آخرش گويد ) بشناسند او را در ظاهر و بشناسد آنان را در باطن .
9 - همان : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه ميفرمود : راستش پس از من فتنهها باشند تاريك و كور و شك آور و بجا نماند در آنها جز خواب زده گفته شد : خوابزده چيست يا امير المؤمنين ؟ فرمود : آنكه مردم آنچه در دل دارد ندانند ( يعنى در عقيده خود تقيه كند ) مترجم .