از خدا ، و پند دهى از خود ، و پذيرش اندرز كسى كه به دو اندرز دهد .
4 - همان : از امام دهم ( ع ) كه بيكى از وابستگانش فرمود : از فلانى گله كن و به او بگو : چون خدا خير كسى را خواهد گله پذير باشد .
5 - فقه الرضا : از عالم روايت دارم كه در ضمن سخنى طولانى فرموده : سه تا هستند كه دل مسلمان در آنها دغلى نكند : اخلاص در كار خدائى ، و نصيحت و خيرخواهى براى ائمه مسلمانان ، و پيوستن بجمع آنان ، و فرمود : حق مؤمن بر مؤمن اينست كه در حضور و غيابش خيرخواه او باشد چنانى كه براى خود است ، و روايت دارم كه هر كه براى نياز برادر خود روانه شود و خير خواه او نباشد چون محارب با خدا و رسول او است ، و روايت دارم هر كه صبح كند و توجه بامور مسلمانان نكند مسلمان نباشد ، و روايت دارم كه خدا نپذيرد عمل بندهاى را كه در دل خود بدى بر مؤمنى را نهان دارد ، و روايت دارم كه از ما نيست هر كه دغلى كند با مؤمنى يا زيانش زند ، يا نيرنگش بازد ، و روايت دارم كه مردم عيال خدايند و محبوبتر خلق نزد خدا آنكه خاندان مؤمنى را شاد كند و به همراه برادرش در نياز او روانه شود .
6 - سرائر : ( مضمون شماره 4 را آورده ) .
7 - دره باهره : از امام چهارم ( ع ) كه پر اندرز دادن به تهمتزدگى كشاند .
8 - نهج البلاغه : به پسرش حسن فرمود : بسا بدخواهى خيرخواه شود ، و به نصيحت خواهى دغلى شود .
باب چهل و چهارم در ادب داشتن ، و در باره كسى كه اندازه خود شناسد و از حد خود فراتر نرود .
1 - عيون بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه هلاك نشود كسى كه اندازه خود شناسد .
خصال : بسندش مانندش را آورده .
2 - امالى صدوق : بسندش از امام صادق ( ع ) كه هر كه پنج تا را ندارد چنان بهرهاى نبرد ، گفته شد آنها چه باشند يا ابن رسول الله ؟ فرمود : دين و خرد و شرم و حسن خلق ، و حسن ادب .
3 - از امير مؤمنان ( ع ) كه هيچ شرفى رساتر از ادب نيست .
گويم : اخبارى هم در كاتبات مكارم گذشته .
4 - خصال : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : متكبر انتظار ستايش خوب نداشته