است كه آنان را بيكى امر كند و تا زمانى بر آن پايند و چون خواهد آنها را از آن بگرداند امر يكم را نسخ كند و امر ديگر را آورد تا بهر دو مصلحت برسند ، و اين توجيهى است براى نسخ جز آنچه معروف است از اختصاص مصلحت بر امرى به زمان خاصى ، و در اين توجيه اعتراض روشنى است .
و اينكه فرمود :
" نسخ الامر بالآخر "
يا مؤيد همان سهلگيريست چون ترك كردن مردم بيك امر را سختتر است بر آنها از آنكه با مر ديگر بدل شود يا براى اينست نسخ احكام چنين است كه خداى تعالى ( ع ) فرموده ( آيه 106 سوره البقره ) و هر زمانى آيهاى را نسخ كنيم يا بفراموشى سپاريم بياوريم بهترش را يا مانندش را ، و بيايد آنچه مؤيد معنى يكم است .
23 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه رفق ميمنت دارد و خرق شوم است .
بيان : يمن با ضمه بمعنى بركت است چون ميمنت تا گويد : رفق يعنى مبارك و ميمون و چون در امرى به كار گرفته شود آن امر مقرون به خير دنيا و آخرتست و خرق بر عكس آن است و بقول قاموس ضد رفق است و اينست كه كسى بد كند كارى را و تصرف در امرى را و به معنى حماقت است .
24 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه راستى خدا عز و جل رفيق است و رفق را دوست دارد بدان عطا كند آنچه را به عنف ندهد .
بيان : برفق عطا كند يعنى از اجر دنيا و آخرت .
25 - كافى : بسندش تا رسول خدا كه رفق بر چيزى نهاده نشود جز كه زيورش شود و از چيزى برداشته نشود جز كه زشتش كند .
بيان : ( از مصباح تفسير الفاظ را آورده ) .
26 - كافى : بسندش تا پيغمبر ( ص ) كه رفق فزونى و بركت دارد و هر كه از آن محروم است از خير محروم است .
بيان : فزونى دارد يعنى در روزى يا در همه خوبيها و بركت و پايندگى در آنها ( اعراب و تفسير الفاظ ) .
27 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه بدور نشود رفق از خاندانى جز كه خير از آنان دور شود .
28 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه بهر خاندانى بهرهاى از رفق و نرمش دادند خدا روزيشان را فراوان سازد و نرمش در اندازه زندگى بهتر است از فراوانى مال ، با رفق
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٢