بارودار يا از پشت ديوار بدخواهى ميان خودشان شديد است ، گمان كنى با هم هستند با اينكه دلهاشان از هم جدا و پراكنده است ، اين بدانست كه مردمى باشند كه خردمندى ندارند .
3 - اينكه از لطف خداست كه هوس هر كسى را با دلش كه روح و خرد او است ضد هم ساخته و گر نه كسى آخرت را بر دنيا گزيده نكردى و در نسخهاى ( مضادته ) آمده كه مناسبتر با اين معنا است ، و ضد هم ساختن چيزى با ديگرى شائع است چنانچه امير مؤمنان ( ع ) فرموده : ضد ساخت روشنى را با تاريكى و خشكى را با ترى .
( ) 4 - اينكه كينه آنها را بدر آورد با اينكه نبايد در آيد چون هواهاشان با دلشان ضد همند .
( ) 5 - اينكه از لطف خداست كه تكليفهاى ضد هوا و دلخواه را بر آنها واجب كرد با نرمش و خوش و بش كه بر آنها سخت نباشند چرا كه اوامر و نواهى را خرده خرده بدانها صادر كرد تا مايه نفرت آنها نگردند مثلا چون عادت به ميخوارى داشتند نخست آيهاى نازل كرد و مفاسد آن را گوشزد نمود و آنگاه آنها را از ميخوارى نزديك وقت نماز نهى كرد و سپس در همه حال و آن را سخت گرفت و همه احكام را يكباره نازل نكرد تا بر آنها دشوار باشد بلكه بتدريج مقرر كرد ، و همه اينها روشن است براى كسى كه موارد نزول آيات را وارسد و موارد جعل احكام را ( و تاييدى هم براى اين معنا از فيروزآبادى آورده ) .
و از رفقش به آنها اينكه آنها را بامرى وانهد " حاصلش اينكه خواسته آنها از يك امرى بازگيرد ولى داند كه اگر بدان شتابد بر آنها گران آيد و آن را پس اندازد تا بر آنها آسان گردد سپس آنها را از آن بامر ديگر كشاند و امر اول نسخ شود چنانچه در باره قبله كه خداى تعالى ميدانست پيغمبر توجه بكعبه را ميخواهد ولى در به دو آمدن بمدينه اين حكم بر مسلمانان ناگوار بود چون عادت به نماز بسوى بيت المقدس داشتند و آنها را بدان وانهاد تا كامل شد و به احكام اسلام دل دادند و بر آنها رو كردن بكعبه آسان شد .
عرى الاسلام : احكام و قوانين آنست كه چون دسته براى كوزهاند و هر كه خواهد از كوزه بنوشد بدان چسبد و هر كس هم خواهد از اسلام بهرهمند شود به قوانين و احكامش چنگ زند و ثقل را به مثاقله تعبير كرده براى مبالغه ، و بسا كه در اصل مثاقيل بوده به معنى مئونه .
و بقولى مقصود اينست كه خدا داند صلاح بندهها در دو چيز است و اگر هر دو را يكباره بدانها امر كند و در يك زمان بر آنها گران آيد از تحملش ناتوان شوند و از لطف خدا
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤١