17 - حسين بن سعيد : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه راستش خدا نرمش كن است و ثواب ميدهد ، و عطا كند در برابر نرمش آنچه ندهد در برابر سختگيرى .
18 - همان : بسندش تا معاذ بن مسلم كه نزد امام ششم رفتم و مردى نزدش بود و آن حضرت به او فرمود : رسول خدا ( ص ) فرموده : نرمش ميمنت دارد و بدخوئى شوم است .
19 - دعوات راوندى : بسندى تا رسول خدا ( ص ) كه به ابى ذر غفارى فرمود : آزار ترا از مردم بازگير كه آن صدقهاى باشد بر خودت .
و به همين سند از آن حضرت كه فرمود : عملى نزد خداى تعالى و رسولش محبوبتر از ايمان به خدا و نرمش به بندگانش نباشد و عملى هم نزد خداى تعالى از شرك بخدايتعالى و سختگيرى به بندگانش نيست .
و به همين سند است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : دو تا با هم يار نشوند جز كه اجر بيشتر نزد خداى تعالى و محبوبترشان نزد خداى تعالى نرمشكنتر آنها است بيارش .
و به همين سند است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : نرمش را بر چيزى ننهند جز كه آن را زيور بخشد ، و بدخوئى را بر چيزى ننهند جز كه آن را زشت كند ، بهر كه نرمخوئى داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده و هر كه از آن محروم است از خير دنيا و آخرت محروم است و پيغمبر ( ص ) فرمود : هر كه با خلق مدارا بميرد شهيد مرده است .
20 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه هر چيزى را بست و بندى است و بست و بند ايمان نرمخوئى است .
بيان : در نهايه گويد رفق نرمش است و خلاف سختگيريست تا گويد : از اين معنا است حديثى كه رفق در چيزى نباشد جز كه زيور آنست مقصود لطف و مهرورزيست و در حديث ديگر است كه تو رفق و نرمش كنى و خدا طبيب است يعنى تو بخوشى و مهر پرستار بيمارى و او است كه به او شفا و عافيت دهد و از آنست حديث ديگر كه " در رفق كردن با ناتوان آنان و رفع نيازشان " يعنى نرمش رساندن به آنها پايان كلام نهايه .
هر چه قفل و بست و بندى دارد يعنى نگهدارى از اينكه تباهى بدان در آيد يا بهى از آن زدايد ، تشبيه معقولى است بمحسوس و قفل ايمان و مقصود از آن نرمخوئى و مهربانى و ترك بدخوئى و سختگيرى در كارها است و در گفتهها نسبت بمردم در هر حال خواه از آنان خلاف ادب باشد يا نه ، و تشبيه ايمانت بگوهريست ارزشمند كه بايدش حفظ كرد و دل گنجينه آنست و نرمش قفل آنست كه آن را از اينكه بيرون افتد يا فسادى در آن در آيد حفظ كند زيرا شيطان ايمان دزد است و اگر قفل باز شود و رفق نباشد آدمى به خشونت و
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٨