99 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه تقيه سپريست از خدا ميان او و خدا .
بيان : يعنى جلوگير عذاب خداست يا بلا كه از طرف خداست يا سپر است ميان او و دشمنانش .
100 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه فرمود : بياميزيد با آنان در عيان و مخالفت كنيد در نهان چون كه حكومت كنند كودكان .
روشنگرى : ( در حديث از نهايه آورده در تفسير و توجيه برانيد به علانيه و جوانيه به نهان تا گفته : ) مراد از جبانيه اينكه فرمانگزار كودك باشد يا مانندش در كم خردى و سفاهت يا اينكه حكومت بر پايه هوسهاى بيهوده اجراء شود چون بازى كودكان .
101 - كافى : بسندش تا عبد الله بن عطا كه به امام باقر ( ع ) گفتم : دو مرد را در كوفه گرفتند و به آنها گفتند : از امير مؤمنان بيزارى جوئيد يكى بيزارى جست و يكى نجست و آن را كه بيزارى جست آزاد كردند و آن ديگر را كشتند ؟ فرمود : آنكه بيزارى جست در دينش مسئلهدان بود و آنكه نجست شتاب كرد براى بهشت .
بيان : دلالت دارد كه تارك تقيه از نادانى ثواب برد و منافات ندارد با جواز تقيه چنانچه گذشت .
102 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : از دنباله لغزشها حذر كنيد .
بيان : يعنى در ترك تقيه يا همه چيز بد سرانجام و بهر تقدير مقصود اينست كه هر چه گوئيد يا كنيد اول آيندهاش بسنجيد كه زود يا دور چه اثرى دارد سپس آن را بگوئيد يا بكنيد زيرا لغزش كم است كه از گفتار يا كردار جدا باشد بويژه اگر بسيار باشند يا مقصود اينست كه چون لغزش كرديد در گفتارى يا كردارى زود باصلاح و جبرانش پردازيد تا به جائى نكشد كه اصلاح نپذيرد .
103 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : تقيه سپر مؤمن است و تقيه پناهگاه مؤمن است ، و ايمان ندارد كسى كه تقيه ندارد ، بندهاى باشد كه حديثى از ما به دستش افتد و ميان خود و خدا بدان عمل كند و عزت او شود در دنيا و نور او گردد در آخرت ، و بندهاى هم حديثى از ما به دستش افتد و آن را فاش كند و خوارى او گردد در دنيا ، و ربايد خدا عز و جل آن نور را از او در آخرت .
بيان : تقيه ندارد با اينكه وجوب تقيه و مواردش ميداند و خدا را بقبول و عمل بدان بپرستد و تقيه عزت دنياى او شود و عمل صالح نور آخرتش گردد ، و كسى كه حديث مخصوص ما را كه خلاف عامه است فاش كند خوارى بيند در دنيا و خدا نور او بربايد در آخرت چون كه
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٢