تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
اينكه حلال است يا براى ايمانش باشد و بقولى چون جنگيدن سبب كفر شود آن را كفر ناميده يا مقصود كفران نعمت الفت است كه خدا بمؤمنان داده يا بمعنى انكار حق برادريست كه شرطش نجنگيدنست . مقصود از خوردن گوشت غيبت است چنانچه خدا عز و جل فرموده ( 12 سوره الحجرات ) " و غيبت هم نكنيد آيا كسى از شما دوست دارد گوشت مردار برادرش را بخورد " تشبيه به مردار براى نفرت بارتر كردنست و زجر بيشتر و بقولى مقصود از معصيت در حديث معصيت كبيره است . حرمت مالش چون حرمت خونش است " مال را با خون در احترام همراه كرده ، و شكى ندارد كه خونش ريختن گناه كبيره هلاكت بار است و چنين است خوردن مالش ، و مانند اين حديث در كتب عامه هم آمده است . . . 34 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه مردى از بنى تميم نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت به من سفارشى كن ، در ضمن آن به او فرمود : بمردم دشنام ندهيد تا ميان خود دشمنى به بار آوريد . بيان : بار آوردن دشمنى كه روشن است ، و اين يك مفسده دنيوى آنست . 35 - كافى : بسندش تا امام كاظم ( ع ) در باره دو كس كه بهم دشنام دهند ، فرمود آنكه آغاز كرده ظالم‌تر است و گناهش با گناه ديگرى بر اوست تا معذرت نخواسته از طرفش . بيان : در حديث ديگر است كه تا مظلوم از اندازه او نگذشته ، و اين حديث دلالت بر اينكه اگر از طرفش معذرت خواست از او درگذشت در درجه اول گناهش بريزد و بر اثر آن تعزير يا حد از او ساقط شود و حاكم حق اعتراض ندارد زيرا آن حق آدمى است كه انجامش منوط بدرخواست است و بگذشت ساقط شود . 36 - كافى : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه هرگز كسى بكفر ديگرى گواهى نداده جز كه گردنگير يكى از آن دو شده چه اگر بكافرى گواهى داده راست گفته و اگر بمؤمنى باشد كفر به خودش برگردد ، مبادا بمؤمنان طعنه بزنيد . بيان : گواهى نزد قاضى باشد يا گزارش باشد كه گويد : تو كافرى يا به او خطاب كند اى كافر و اينكه فرمود مبادا اشاره دارد كه مطلق طعنه هم حكم كفر را دارد در رجوع به يكى از آن دو و كفر دشنام گو به تنهائى و اگر چه كبيره است موجب كفر نيست و چند توجيه دارد كه ببرخى اشاره كرديم چند بار . يكم : مقصود كفرى باشد كه بر گناه كبيره هم گفته شود چنانچه در زبان آيات و اخبار