تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
است معنى گفتگوى رو در رو - تا گويد مقصود اينست كه فرشته در ميان نبوده ، و بقولى مراد از حجاب فرشته است و رو در رو آنچه بىفاصله او است . . . 31 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه خدا عز و جل فرموده : هر كه خوار كند بنده‌ام را بجنگم برخاسته و من در هيچ كارم ترديد ندارم چون ترديد در باره بنده مؤمنم كه ملاقات او را خواهم و او از مرگ بدش آيد و آن را از او بگردانم ، و اينكه او براى امرى دعاء كند بدرگاهم و او را اجابت كنم بامر ديگرى كه بهتر است برايش . بيان : و آن را از او بگردانم " يعنى مرگش را پس اندازم و بقولى يعنى بد داشتن مرگ را از او دور كنم باظهار كرامت و لطف و مژده بهشت ، بامر بهترى برايش اجابت كنم " آن را اجابت نام كرده براى اينكه خير خود را خواسته و ندانسته و در تشخيص آن خطا كرده و در آخرت بداند كه آنچه به او داده بهتر است از آنچه خواسته چنان كه كودك بيمار آنچه مايه هلاك او است بخواهد و پدرش به او ندهد و پولى به او بدهد و چون بزرگ و خردمند شود آنچه به او داده به است از آنچه نداده و آن اجابت بهتريست و بسا مقصود اينست كه بهر چه بدانم بهتر است براى او اجابتش كنم يا خود خواسته او و يا عوضش در دنيا يا آخرت يا در هر دو . 32 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه دشنام بمؤمن چون پرتگاه هلاكت است . بيان : . . . دشنام در لغت شامل نسبت بزنا هم هست و بعيد نيست كه بيشتر اخبار اين باب بر آن صدق كند ، ولى در زبان فقهاء دشنام شامل قذف بزنا و مانند آن نميشود مانند گفته تو : اى ميخوار يا اى رباخوار ، يا اى ملعون ، يا خائن ، يا الاغ ، اى سگ ، اى خوك ، اى فاسق اى فاجر ، و مانند اين الفاظ كه مايه خوار شمردن و اهانت است ( و بعد از شرح الفاظ گويد : ) بسا كه مقصود از هلاكت در اينجا كفر باشد و خروج از دين و پرتگاه آن گناهان كبيره است . 33 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه دشنام بمؤمن فسق است و قتال او كفر و خوردن گوشتش گناه و حرمت مالش چون حرمت خونش . بيان ( بعد از شرح لفظ و اعراب گويد ) : دلالت دارد بر اينكه دشنام به غير مؤمن حرام نيست اگر قذف نباشد ، بلكه مىشود گفت : مقصود از مؤمن ظاهر الصلاح است كه تظاهر بگناهان كبيره ندارد و بدعت‌گزار و سزاوار خوار شمردن نيست . محقق در شرايع گفته : هر آن تعبيرى كه طرف خطاب را بد آيد و در عرف و لغت قذف نباشد ( نسبت بزنا ) تعزير دارد تا گويد : و اگر آن طرف سزاوار خوار شمردن باشد
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 104 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى