آنست كه كارش زشتتر از كار شيطانست ، زيرا سبب بيرون شدن شيطان از ولايت خدا مخالفت او با فرمان خدا باستناد اينكه بنيادش اشرف از بنياد آدم است و آدم را به بدى ياد نكرد تا او را نزد فرشتهها بىآبرو كند و سبب خروج اين چنين آدمى از ولايت خدا مخالفت امر او است بىاستناد و بهانه و ياد كردن كار مؤمن كه او را آزار دهد و حقير سازد و در ضمن ادعاء كمال براى خود كند و اين خود ناز كردن و فخر و تكبر است از اين رو شيطان او را نپذيرد چون شيطان او را نپذيرد چون كارش از او زشتتر است - تا گويد :
بسا كه مقصود بدر كردن او است از سرپرستى خدا و از جمع دوستانش و شمار او در احزاب شيطان و او هم قبولش نكند بلكه از او بيزار باشد چنانچه در قرآن مجيد ( آيه 16 سوره الحشر ) فرموده : نمونه او نمونه شيطانست كه بآدمى گويد كافر شود چون كافر شود گويد :
من از تو بيزارم ، و بسا كه نپذيرفتن شيطان كنايه است از راضى نبودن او به كار خلافش بلكه او ميخواهد كافرش كند و او را مستحق خلود در دوزخ سازد .
41 - كافى : بسندش تا عبد الله بن سنان كه به او گفتم : عورت مؤمن بر مؤمن حرام است ؟ فرمود : آرى ، گفتم : يعنى دو عضو پائين تنه او ، فرمود : نه آنچه تو دريافتى همانا مقصود فاش كردن راز او است .
بيان : پرسش از امام صادق ( ع ) است و مقصودش اينست كه مرادش در اين خبر كشف سر است نه اينكه نظر بعورتش حرام نيست .
42 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) ( نزديك بمضمون روايت شماره 41 را آورده و فرموده ) حرمت عورت اينست كه بر زيان او سخنى آورى يا او را نكوهش كنى .
باب پنجاه و هشتم در خيانت و كيفر حرامخوارى
قرآن مجيد
: الانفال ( آيه - 27 ) ايا كسانى كه ايمان آورديد خيانت نكنيد به خدا و رسولش و نه بامانتهاى خود با اينكه ميدانيد . گويم : در باب امانت و باب كليات مكارم گذشته .
اخبار باب
1 - امالى صدوق : بسندش از امام دهم ( ع ) فرمود : در مناجات موسى ( ع ) با پروردگارش بوده كه پروردگارا پاداش كسى كه از شرم تو وانهد خيانت در امانت را ؟ فرمود روز قيامت در امانست .