تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
كلمه روز قيامت ملاقات كند خدا را عز و جل ميان دو چشمش نوشته شده نوميد است از رحمت من . بيان : در نهايه گفته : شطر كلمه نيم از آنست و از اين معنى است حديث هر كه كمك كند بر كشتن مؤمن به شطر كلمه بقولى يعنى مثلا بگويد : اق بجاى قتل بمعنى بكش چنانچه پيغمبر ( ص ) فرموده : كفى بالسيف شا " كه شا را بجاى شاهد آورده - تا گويد : بسا اشاره به سخن كوتاه باشد يا مثل اينكه بگويد : آرى در جواب كسى كه از او پرسيده او را بكشم و ميان دو چشم اشاره به پيشانيست . 22 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : خدا عز و جل فرمود : البته از من اعلام جنگ دارد كسى كه بنده مؤمنم را آزارد ، و از خشمم آسوده است كسى كه گرامى دارد بنده مؤمنم را ، و از خلقم در روى زمين از مشرق تا مغرب كسى نباشد جز يك مؤمن بهمراه امامى عادل بعبادت آنها بىنيازم از همه كسانى كه در روى زمين آفريدم ، و آسمانها و زمينهايم بدانها برپايند و ايمان آن دو را همدمشان كنم كه نياز بهمدم ديگر نداشته باشند . بيان ( بعد از اشاره به آيه 279 سوره البقره در باره ترك ربا كه : اگر نكنيد ( ترك ربا را ) اعلام شويد بجنگ از طرف خدا و رسولش " و تفسيرش از قول بيضاوى و مجمع البيان گويد ) : بدان كه در اين عبارت مشابه آن از خبر ميتواند كنايه از سختى خشم باشد و مىتواند مقصود از جنگ خدا انتقام او باشد در دنيا و آخرت ، يا مقصود اينست كه هر كه چنين كند بجنگ من برخاسته ، و بقولى اينكه فرموده بايد بداند بمعنى آگهى بانجام است چنانچه بداند در امانت آگهى به آسودگى است با تاكيد بر آن . و مقصود از مؤمن هر شيعه است يا شيعه كامل چنانچه لفظ عبدى بدان اشاره دارد ، و اگر مقصود همه باشد شامل آزار كردن با امر بمعروف و نهى از منكر نگردد ، و مقصود از اكرام رعايت و احترام در خوى و در گفتار كه شامل سود رساندن و جلوگيرى از ضرر هم هست . و مقصود از خلق جز فرشته و پرى است و دلالت بر اينكه وجود امام لازمست ، و مقصود از بىنيازى خدا كه بىنياز مطلق است پذيرش عبادت آن دو است ، و بسا كه مقصود قرب وجود امام هم باشد چنانچه در باب كم بودن مؤمنان گذشت كه ابراهيم تنها خدا پرست بود و ديگرى با او نبود تا خدايش باسماعيل و اسحق همدم كرد تا گويد مقصود از ارضين هقت زمين است .