تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
23 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ( متن حديث شماره 8 تا آنجا كه فرمانشان دهند بدوزخ ) . بيان ( بعد از ذكر چند معنى براى لفظ صدود گويد : ) بيشتر معانى با داشتن معنى اعراض مناسب مقامند - تا گويد - عنف بمعنى سرزنش و ملامت است ، و بقولى تهى بودن رويشان از گوشت شايد از غم و ترس كيفر است يا اينكه از افسوس چنگ زدند به روى خود ، و مؤيد آنست روايت عامه از پيغمبر ( ص ) كه شب معراج بمردمى گذر كردم كه ناخنهاى آهنى داشتند و روى و سينه خود را بدان مىخراشيدند گفتم : جبرئيل اينان كيانند ؟ گفت : كسانى كه گوشت مردم را ميخورند و آبروشان را مىبرند ، و بقولى است كه چون با مؤمنين با بيشرمى رو در رو شدند گوشت چهره‌شان ريخته زيرا نه شرم از خدا كردند و نه از آنها . و من گويم چون آنها مؤمنان را نزد مردم زشت نمودند در دنيا خدا آنها را در آخرت زشت چهره ساخته . 24 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه خدا تبارك و تعالى فرموده : هر كه ولى مرا اهانت كند به كمين جنگ من است . بيان : مقصود از ولى دوست كوشا در عبادت مولا است كه از جز حضرت او رو گردان است ( پس از شرح لفظ و اعراب گويد : ) يك فائده اين خبر حذر دادن كامل است از هر مؤمن باحتمال اينكه مبادا از اولياء خدا باشد چنانچه صدوق بسندش از امير مؤمنان ( ع ) باز گفته كه خدا دوستش را ميان همه بنده‌هاش نهان كرده هيچ بنده از او را كوچك مشماريد بسا كه هم او ولى خدا باشد و تو ندانى . 25 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه خدا عز و جل فرموده : هر كه ولى مرا اهانت كند در كمين جنگ با من است و كسى به من تقرب نجويد به چيزى دوست‌تر نزد من از انجام آنچه به او واجب كردم ، و راستش كه با انجام نافله به من تقرب جويد تا دوستش دارم و چون دوستش داشتم گوش او باشم كه با آن شنود ، و چشمش كه با آن بيند ، و زبانش كه با آن گويد ، و دستش كه با آن كوبد اگر دعايم كند اجابت كنم ، و اگرم خواهش كند به او بدهم ، و در هر كارم ترديدى ندارم چون ترديد در مرگ بنده مؤمنم كه بدخواه مرگ است و من بدخواه بدى اويم . بيان : چون خدا مقام دوست خود را بيان كرد ، اشاره كرد به راه رسيدن بدرجه ولايت از آغاز سلوك تا نهايت و فرمود : تقرب به من راهى بهتر از انجام امور واجبه ندارد از اصل واجب باشد ، يا نذر و عهد و مانند آنها ، و دليل است بر اينكه واجبات همه افضلند از
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 102 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى