التوحيد وقال اللّه تعالى :
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
« 1 » وإنما ضلّ عنهم المعرفة بالمعرفة والبصيرة بالرّؤية ، بلى هر ذره كه از خانه به صحرا شود صورت آفتاب بيند أما نميداند چه ميبيند شعر
چندين هزار ذرّه سراسيمه ميدوند * در آفتاب وغافل از آن كافتاب چيست
وقتي ماهيان جمع شدند وگفتند چند كاهست كه ما حكايت آب ميشنويم ومىگويند حياة ما از آبست وهرگز آب را نديدهايم ، بعضي شنيده بودند كه در فلان دريا ما هي است دانا وآب را ديده گفتند بيش أو رويم تا آب را بما نمايد چون به أو رسيدند وپرسيدند ، كفت شما چيزى غير آب بمن نمائيد تا من آب را بشما بنمايم شعر
با دوست ما نشسته كه اي دوست دوست كو * كوكو همىزنيم ز مستى بكوى دوست حافظ
سألها دل طلب جام جم از ما ميكرد * آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد
گوهرى كز صدف كون ومكان بيرون بود * طلب از گمشدگان لبّ دريا ميكرد
بىدلى در همه أحوال خدا با أو بود * أو نميديدش واز دور خدا را ميكرد
كلمة بها يجمع بين المنع من التفكر والكلام فيه سبحانه وبين الحث على المعرفة .
طالبان تصور حقيقت را بدور باش
وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
« 2 » ميرانند تا طلب محال نكنند ، ( تفكّروا في آلاء « 3 » اللّه ولا تفكروا في ذات اللّه فإنكم لم تقدروا قدره ) « 4 » شعر .
زبان بكام خموشى كشيم ودم نزنيم * چه جاى نطق تصوّر در أو نميگنجد
وعاشقان وصول حضرت را بمقام
وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
« 5 » ميرسانند تا در خلوت خانهء حقّ اليقين بياسايند
مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ
.
مولوى
هله عاشقان بشارت كه نماند اين جدائي * برسد زمان دولت بكند خدا خدائى
وشك نيست كه حضور شيء غير تصور حقيقت آن شيء است مثنوى
هامش
( 1 ) سورة لقمان : الآية 25 .
( 2 ) سورة آل عمران : الآية 28 .
( 3 ) الآلاء : النعم واحدها آلى على وزن معا وآلى قفا . مجمع البيان .
( 4 ) تنبيه الخواطر : ج 1 ص 250 واحياء علوم الدين : ج 4 ص 386 .
( 5 ) سورة آل عمران : الآية 28 .