حساب آنها گزارند و حسنات را به حساب نيارند و آن خردهگيريست و حماد از آن حضرت روايت كرده كه به مردى فرمود : اى فلانى ، چيست تو را با برادرت ؟ گفت : قربانت چيزى از او بستانكار بودم و تا دينار آخر حقم را از او گرفتم ، فرمودش به من بگو از قول خدا " ميترسند از سوء حساب " بگو ببينم ترسند از اينكه جور و ستمى بر آنها كند ؟ نه به خدا بلكه ترسند از خردهگيرى .
من گويم : و خدا پس از چند آيه ديگر فرمايد " و آنان كه بشكنند عهد خدا را پس از بستن آن و قطع كنند آنچه را خدا فرموده صله كنند و تباهى كنند در روى زمين هم آنانند لعنت خواه از آنها است بدخانگى " و بنا بر اين تفسير اين آيات از سختترين آنچه باشند كه در باره قطع رحم وارد است .
وانگه ظاهر اينست كه همه مضمون حديث براى آگهى دادن بعبد الله و يادآورى او است بدين آيه تا برگردد و توبه كند و گر نه معامله آن حضرت با او قطع رحم نبوده بلكه عين مهرورزى و غمخوارى بوده براى آنكه كناره گيرد از آنچه خواسته بود از فسق بلكه كفر ، زيرا او از آن حضرت خواستار بيعت وى براى پسر شومش بود چنانچه گذشت يا چيز ديگرى مانند آن و بهر حال چون خلاف و ستيزه او با آن حضرت در مرز شرك به خدا بوده .
با اينكه مانند آن حضرت از اين امور غافل نميشد تا به خواندن قرآن يادآور شود ، روشن است كه ذكر آن از راه مصلحت بوده تا عبد الله ياد عقوبت خدا كند و مخالفت امام خود را وانهد و از مهر آن حضرت به او بوده ، و شايد نگرانى كه به خود وابسته كنايه از نگرانى عبد الله بوده ولى دلالت دارد بر حسن رعايت رحم تا به اين حد و گر چه فاسق و گمراه باشد فتدبر .
91 - كافى : بسندش تا عبد الله بن سنان كه به امام ششم ( ع ) گفتم عموزادهاى دارم كه با او پر صله كنم و او از من ميبرد تا قصد كردم به اين سبب از او ببرم ، فرمود اگر تو او را صله كنى و او ببرد خدا بهر دوتان صله كند ، و اگر از هم ببريد خدا از هر دوتان ببرد .
روشنگرى : اينكه فرمود : خدا با هر دوتان صله كند براى آنكه استمرار صله او سبب ترك قطع رحم برادر شود و رحمت خدا هر دو را فرا گيرد در صورت اصرار برادرش بقطع رحم كه سبب قطع رحمت خدا از او شود ، و فناى زودرس او در دنيا و عقوبتش در ديگر سرا چنانچه اخبار بر آن دلالت دارند ، و در گفته امير مؤمنانست با دشمنت از راه احسان درا كه يكى از دو پيروزيست اشاره است بدين امر زيرا كه او يا برميگردد از دشمنى و يا مستحق كيفر
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨١