19 - كافى : بسندش تا حنان بن سدير از پدرش گفت : به امام پنجم گفتم فرزند جزاى پدر را بايد بدهد ؟ فرمود : جزائى بر او نباشد جز در دو خصلت اگر پدر برده است پسرش او را بخرد و آزاد كند يا اينكه وامى دارد از طرفش بپردازد .
20 - كافى : بسندش تا جابر كه مردى نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : مردى جوان و چالاكم و جهاد را دوست دارم و مادرى دارم كه آن را بد دارد ، پيغمبرش فرمود برو با مادرت باش كه بدان كه مرا براستى فرستاده به پيغمبرى انس او به تو در شبى بهتر است از جهادت در راه خدا يك سال .
21 - كافى : بسندش تا امام پنجم ( ع ) فرمود : راستى بنده خدا خوشرفتار است با والدينش در زندگى آنها سپس بميرند و وامشان را نپردازد و براشان آمرزش نخواهد و خدا عز و جل او را عاق نويسد و بسا كه در زندگى آنان عاق باشد و نيكى كند با آنها ، و چون مردند وامشان را بدهد و براشان آمرزشخواهد و خدا عز و جل او را احسان كند و بار نويسد .
توضيح : دلالت دارد بر اينكه برو عقوق در زندگى و پس از مرگ هر دو باشند و بر اينكه پرداخت وام و استغفار بهترين بر و احسانند پس وفات پدر و مادر .
22 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) كه كمتر عقوق " اف " است و اگر خدا عز و جل چيز زبونتر از آن ميدانست از آن نهى ميكرد .
بيان : " از آن نهى ميكرد " زيرا معلوم است كه مقصود نهى از همه افراد است و به كمتر بس كرده تا بالاتر به حكم اولويت دانسته شود ، چنانچه متعارف فهم از اين گونه تعبير است و اف كلمه اظهار نفرت است و معنى عقوق والدين ترك ادب در برابر آنها است و آزار آنها به كردار يا گفتار ، و مخالفت با آنها در هر غرضى كه جائز است به حكم عقل يا نقل و از كبار در شمار است و قرآن و سنت بر آن گواه است و عامه و خاصه بر آن اتفاق دارند .
23 - كافى : بسندش از امام هفتم كه رسول خدا ( ص ) فرمود : خوشرفتار باش و بهشت بس و اگر عاق ( بدرفتار باشى ) دوزخت بس .
بيان : در اين حديث ثواب بر را بزرگ شمرده تا آنجا كه بهشت را بايسته شود و از آن فهميده شود كه بسيارى از گناهان را جبران كند و در ترازوى حساب بر آنها بچربد .
24 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : چو روز قيامت باشد يك پرده از پردههاى بهشت برداشته شود و بويش را دريابد هر كه جان دارد از پانصد سال مسافت جز يك دسته گفتم : كه باشند ؟ فرمود : عاق والدين .
بيان : يعنى عاق هر دو يا يكى از آنها ، او ظاهرش اينست كه عاق به بهشت نرود ، و
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٨