بيان . . . و بسا كه اين هم در درجه كمتر باشد يا اينكه اف كمتر زبانيست و اين كمتر كردارى ، و مقصود اينست كه بايد نگاهش بدانها از روى خضوع و ادب باشد و چشم بدانها خيره نكند و يا خشمگين بر آنها ننگرد .
29 - كافى : بسندش تا امام پنجم كه پدرم نگاه كرد بمرد كه پسرش با او راه ميرفت و و بر بازوى پدرش تكيه كرده بود ، فرمود پدرم سخنى با او نگفت از كينه به او تا از دنيا رفت ( يعنى با آن پسر و تفسيرش به پدر كه پسر را امكان اين كار داد بعيد است ، و بسا مقصود صورت راضى نبودن پدر باشد يا انجام آن از روى تكبر ، و از اين اخبار برآيد كه امر بر بوالدين دقيق است و به كمتر چيزى عاق شدن بوجود مىآيد ) .
30 - امالى صدوق : بسندش تا امام صادق ( ع ) فرمود : در اين ميان كه موسى بن عمران با پروردگارش عز و جل راز ميگفت مردى را در سايه عرش پروردگارش عز و جل ديد و گفت :
پروردگارا اين كيست كه عرشت بر سر او سايه دارد ؟ فرمود : اين احسانكننده بوالدينش بود و سخن چين نبوده .
31 - از همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود احسان كنيد به پدرانتان تا احسان كنند بشما پسرانتان و با زنان مردم عفت ورزيد تا زنانتان عفت ورزند ( در خصال مانندش آمده ) .
32 - از امالى صدوق : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود : رحمت كند خدا مردى را كه كمك دهد بپدرش در احسان بوى ، رحمت كند خدا پدرى را كه كمك كند بفرزندش در احسان بوى ، رحمت كند خدا همسايهاى را كه كمك كند بهمسايه خود در احسان بوى ، رحمت كند خدا مردى را كه كمك كند بسلطانش در احسان بوى .
در ثواب الاعمال مانندش آمده .
33 - از امالى صدوق : بسندش از امام صادق ( ع ) فرمود : هر كه دوست دارد خدا عز و جل سختيهاى مرگ را برش سبك كند ، با خويشاوندش پيوسته باشد ، و بوالدينش نيكىكننده ، و چون چنين باشد خدا سختيهاى مرگ را برش سبك سازد و در زندگى خود هرگز فقرى به او نرسد در امالى طوسى از غضائرى از صدوق مانندش آمده .
34 - ( در حديث ده از كافى ترجمه آن گذشت بدان رجوع شود مترجم ) .
35 - در 19 - از كافى گذشت بدان رجوع شود ، و از كتاب حسين بن سعيد هم نقل شده .
36 - امالى صدوق : بسندش تا امام پنجم ( ع ) ، فرمود موسى بن عمران گفت : پروردگارا به من سفارش كن فرمود : تو را بخودم سفارش كنم ، بار ديگر درخواست كرد فرمود : تا سه بارت
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤١