تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
بر آتش نشاند ، و آنگاه با او بگفتگو پرداخت و به روى او خنديد سپس او برخاست و رفت و برادرش آمد و با او چنين رفتار و پذيرائى نكرد ، و گفتند ، يا رسول الله با خواهرش چنان كردى كه با او نكردى با اينكه مرد است ؟ فرمود : براى اينكه آن خواهر از او بوالدينش خوشرفتار بود . توضيح : اين خواهر و برادر رضاعى دو فرزند حليمه سعديه بودند در اعلام الورى گويد عبد الله و انيسه پسران حارث بن عبد العزى دو همشير آن حضرت بودند ، و دلالت دارد بر استحباب اكرام خوشرفتارتر بر پدر و مادر . 13 - كافى : بسندش تا ابراهيم بن شعيب كه به امام ششم ( ع ) گفتم راستش پدرم بسيار پير شده و ناتوان و ما او را براى قضاى حاجت بدوش ميبريم ، فرمود : اگر توانى خود اين كار را بكن و بدستت لقمه‌اش بده كه سپرت باشد فردا از دوزخ ، يعنى او سپر تو است از آتش . 14 - كافى : بسندش تا جابر كه شنيدم مردى به امام ششم ( ع ) ميگفت : مرا پدر و مادرى است مخالف حق ؟ فرمود : بدانها احسان كن چنانچه احسان كنى به مسلمانان از آنها كه دوستدار ما ميباشند . بيان : " چنانچه احسان كنى به مسلمانان " به صيغه جمع ، يعنى بيگانه مؤمن حق ايمان دارد والدين مخالف حق ولادت و در حق برابرند و اگر مقصود اين باشد كه چنانچه پدر و مادرت هر دو مسلمان بودند اصل احسان را مىرساند نه اندازه آن را ولى بعيد است ( بلكه بفهم نزديكتر است مترجم ) . 15 - كافى : بسندش تا امام پنجم ( ع ) فرمود : سه تا باشند كه خدا عز و جل براى كسى در آنها رخصتى نداده : پرداخت امانت بخوشكار و بدكار ، پائيدن بعهد براى خوب و بد و احسان بوالدين خوب باشند يابد . بيان : دلالت دارد بر وجوب رد آنچه صاحبش ويرا امين بر آن دانسته صاحبش بر باشد يا فاجر و فاجر شامل كافر هم هست و اشاره دارد كه از آن تقاص نشود و اصحاب را در باره تقاص از سپرده اختلافست و ميتوان گفت آن هم نوعى رد به صاحب است چون ذمه او را برى كند و سخنش در جاى آن بيايد ان شاء الله . و دلالت دارد بر وجوب وفاء به عهد كه از آن محسوبست وعده بمؤمن و كافر ، ولى اين تعبيرات صريح در وجوب نباشند ، و مشهور استحباب است در صورتى كه شرط در ضمن عقد لازم نباشد ، و سخن در باره والدين گذشت . 16 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) كه از سنت و بر اينكه مرد نام پدر را بكنايه گويد :