تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
فرموده اگرت دلتنگ كردند بدانها اف مگو و اگرت زدند آنها را از خود مران فرمود : و بگو براشان گفتارى محترمانه فرموده : اگرت زدند بدانها بگو بيامرزدتان خدا اينست گفتار محترمانه تو فرموده : " در بر آنها فروتن باش با مهرورزى " فرموده : بدانها خيره مشو مگر بمهربانى و دلسوزى و بر آنها بانگ مزن و دست بالاى دستشان بر نياور و از آنها گام پيش منه . بيان :
وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً
: يعنى به خوبى به آنها نيكى كن " خوشرفتار باش با آنها " نرمش كردن و خوشروئى و چهره گشاده و فروتنى و ترحم و هر چه مايه شادى آنها باشد ، و در اينكه نياكان نرينه و مادينه در حكم آنها باشند تامل است " و اگر چه ثروتمند باشند " و بتوانند هر چه را نياز دارند با مال خود بدست آرند . "
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ
" ظاهر خبر اينست كه مقصود از بر در آيه همان احسان به والدين است و مىشود اعم از آنها باشد و آنها يك مصداق آن باشند و بر هر تقدير گواه آوردن آيه يا براى اصل احسانست يا براى انفاق پيش از درخواست و در حال توانگرى پدر و مادر چون مقيد به فقر و درخواست نشده و نيازى نيست بتوجيه يكى از افاضل كه گفته گويا گواه آوردن آيه براى اين است كه در صورت توانگرى والدين نيازى بانجام حاجت آنها نيست و انفاق از محبوب هم لزومى ندارد زيرا از غير محبوب هم كافى است جز اينكه انفاق از محبوب بر نفس آدمى گران است و به بر نتوان رسيد جز بدان و همچنين به بر والدين نتوان رسيد جز بمبادرت بانجام حاجت آنان پيش از درخواست آنها و گر چه بىنياز از آن باشند كه اين گونه بر سخت است بر آدمى زيرا بايد هميشه در پرسش و جويش حال آنان باشد . و وجه ديگر اينكه شادمانى والدين بمبادرت بانجام حاجتشان بيشتر است از انجام آن پس از درخواست چنانچه شادمانى كسى كه به دو انفاق شود به بخشش محبوب بيشتر است از آن ببخشش از جز آن پايان سخن يكى از افاضل . و من ميگويم : بيايد در روايت كلينى و عياشى كه در قرائت اهل بيت عليهم السلام "
مِمَّا تُحِبُّونَ
" آمده بىلفظ لفظ من ( هر چه را دوست داريد ) و اطلاق و عمومش روشنتر است و ميتوان گفت بنا بعموم بر بگفته مشهور از آيه فهم شود كه كسى بدرجه ابرار نرسد جز اينكه همه آنچه را دوست دارد انفاق كند و خدا نامى از گيرنده انفاق نبرده و ثابت است كه والدين از آنهايند كه بايد نفقه داد و ناچار بايد همه محبوب را به آنها داد بخواهند يا نخواهند . طبرسى گفته : بر در اصل از وسعت و پهناورى است و بر در برابر دريا آيد و فرق ميان بر و خير اينكه بر سودى باشد كه به ديگرى رسد ناگفته با توجه بدان و خير با سهو هم صدق كند و ضد بر عقوق و ناسپاسى و ضد خير شر است ، يعنى هرگز به بر خدا نرسيد جز بطاعت .