مفضل و همگنان او است تا به غلو نگرايند يا اينكه بدان گرائيده و مقصود ارشاد آنها است چون جمعى از علماى رجال گفتند : مفضل بمذهب ابى خطاب بود كه قائل به ربوبيت امام صادق ( ع ) بود ، و كشى روايات بسيارى در ذم مفضل آورده و اخبار فراوانى در مدحش تا روايت آورده از امام صادق ( ع ) كه او پدريست پس از پدر ( و بدنبال سخنى در باره مفضل دارد و چند توجيه از خبر كه ترجمه آن سود عمومى ندارد مترجم ) .
92 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) كه برآوردن حاجت مؤمن بهتر است از آزاد كردن هزار بنده و از سوار كردن بر هزار اسب در راه خدا .
بيان : يعنى سوار كردن ديگران بر هزار اسب و فرستادن به جهاد ، و بسا كه شامل بفرستادن براى حج و زيارت هم باشد . . .
93 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه برآوردن حاجت مؤمن محبوبتر است نزد خدا از بيست حجت كه در هر حجه برگزاركننده آن صد هزار هزينه كند .
توضيح : يعنى صد هزار درهم نقره يا صد هزار اشرفى طلا كه در جز انجام حاجت مؤمن صرف شود . . .
94 - كافى : بسندش از اسماعيل بن عمار صيرفى كه به امام ششم ( ع ) گفتم : قربانت مؤمن رحمت است بر مؤمن ؟ فرمود : آرى ، گفتم : چگونه باشد آن ؟ فرمود : هر مؤمنى براى حاجتى نزد برادرش آيد اين خود رحمتى است از خدا برايش كه به او كشانده و وسيلهسازى كرده براى او و اگر حاجتش را برآورد اين رحمت را پذيرفته و اگر نه با اينكه تواند آن را برآورد رحمت خدا عز و جل را كه به دو كشانده و وسيلهسازى كرده از خود رد كرده ، و خدا اين رحمت را ذخيره كند تا روز قيامت و آنكه حاجتش رد شده حكم باشد در آن و اگر خواهد براى خودش پذيرد و اگر خواهد به ديگرى برگرداند .
اى اسماعيل روز قيامت كه شود و او حكم باشد در اين رحمت خدا كه بخاطر او پديد شده به نظر تو آن را بچه كسى بگرداند ؟ من گفتم : گمان ندارم آن را از خود بگرداند ، فرمود نه اينكه گمان كن بلكه يقين داشته باش كه از خودش آن را برنگرداند ، اى اسماعيل هر كه برادرش براى حاجتى نزدش آيد و ميتواند آن را برآورد و برنياوردش براى آن حاجتمند خدا مارى را بر او مسلط سازد كه انگشت ابهام او را در گورش تا روز قيامت بگزد چه آمرزيده گردد و چه در عذاب افتد ( يعنى در روز قيامت ) .
روشنگرى : وسيلهسازى كرده " يعنى براى آمرزش گناهان او - تا گويد - اينكه فرمود :
يقين داشته باش " يعنى بگفته من يقين و باور كن زيرا امر به يقين كردن بىسبب براى آن
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٠