بر او برساند ( در دنيا ) كه با آن كار زندگيش را بسازد و هفتاد و يك از رحمت خود را براى او ذخيره كند بيتابيها و هراسهاى روز قيامت را از او بگرداند .
بيان : برادر مؤمن " يعنى آنكه برادريش تنها براى ايمان باشد و بسا كه معنى خاصى دارد ، يعنى كسى كه با او پيمان برادرى تا يار هم باشند ( در اينجا پس از تفسير لفظ لهفان و لهثان از قول نهايه گويد ) گويا در اينجا كنايه از سختى بيچارگى باشند ( و در دنبال آن تفسير لفظ و اعراب است كه براى عموم سودى ندارد مترجم ) .
86 - كافى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : هر كه بمؤمنى يارى دهد خدا عز و جل از او گره هفتاد و سه گرفتارى را بگشايد كه يكى در دنياست و هفتاد و دو گرفتارى بزرگ او در آنجا كه مردم به خود مشغولند ( يعنى در روز رستاخيز ) .
روشنگرى : گرفتاريهاى بزرگ " يعنى در قيامت كه مردم به خود مشغولند و كسى از سختى فزع خود به ديگرى نگاه نكند پدر باشد يا فرزند يا خويشاوند چنانچه خداى تعالى فرموده ( 2 :
سوره الحج ) روزى كه آن را بينيد و هر زن شيرده از كودك شيرخوارش غافل است و فرمود ( 10 سوره المعارج ) نپرسد خويشى از حال خويشى ) و فرموده ( 33 سوره لقمان ) روزى كه سزا نبيند پدر از جانب فرزندش " و نمونه آنها بسيار است .
87 - كافى : بسندش تا امام صادق ( ع ) كه ميفرمود : هر كه يك گرفتارى مؤمنى را بردارد خدا گرفتاريهاى آخرت را از او بردارد ، و با دل خنك و آرام از گور بدر آيد ، و خدا يك نوش از شراب ناب بهشتى به او نوشاند .
بيان : ( در ضمن تفسير الفاظ خبر از نهايه آورده كه ) در حديث آمده هر كه مؤمن تشنهاى سيراب كند خدا روز قيامت از شراب ناب سربسته به او نوشاند .
و من گويم : اشاره دارد بقول خداى تعالى ( سوره المطففين آيه ) 22 راستى نيكوكاران در نعمتند 23 بر بالاى تختها باشند و نگاه ميكنند 24 آشكار است در چهرههاشان خرمى نعمت 25 نوشانده شوند از شرابى سربسته 26 سربند او مشك است .
بيضاوى گفته : يعنى ظروف آن از مشك ساخته است بجاى گل ، و شايد مثل باشد براى خوبى آنها ، يا مقصود اينست كه در پايان بوى مشك دارند .
88 - كافى : بسندش از امام رضا ( ع ) فرمود : هر كه گشايد گره كار مؤمنى را خدا روز قيامت به او گشايش دهد .
بيان : در نسخهايست كه او را شاد كند .
89 - كافى : بسندش تا ذريح كه شنيدم امام ششم ( ع ) ميفرمود : هر مؤمنى گره گرفتارى
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٨