تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
7 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) ، فرمود : مؤمن برادر مؤمن است چشم و رهنماى او است ، نه خيانتش كند و نه ستمش رساند و نه با او دغلى كند و نه به او وعده دهد و تخلف كند . بيان : چشم او است " يعنى چون جاسوس وى او را به عيبهايش رهنمائى كند ، يا چون ديده‌اش او را بر خوبيها و بديهايش رهنمائى كند ، و اين يكى از معانى گفته پيغمبر ( ص ) است كه : مؤمن آئينه مؤمن است ، و بقولى : يعنى خود او است از راه مبالغه يا چون خود او است در عزت و شرف ولى به اين معنى مناسب فقرات ديگر نيست ، به هوش باش رهنماى او " به هر خيرى در دنيا و براى ديگر سرا ، " و خيانتش نكند " در مال و در راز و در آبرو " و به او دغلى نكند " در اندرز و در مشورت و در حفظ الغيب و در ارشاد بمصالح " و خلف وعده‌اش نكند " دلالت دارد كه اين خلف وعده با كمال برادرى ناجور است نه اينكه حرامست ، مگر كه بمعنى نهى از آن باشد و در آن سخنى است . . . 8 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : مؤمن برادر مؤمن است كه يك تن باشند كه اگر چيزى از آن به درد آيد در همه تن بروز كند ، و جان آنها يكى باشد ، و راستش جان مؤمن پيوسته‌تر است به خدا از پيوست پرتو خورشيد بدان . در كتاب المؤمن حسين بن سعيد بسندش مانند آن از آن حضرت آمده جز كه در آن گويد : همه تن آن را دريابد زيرا روحشان از روح خدا عز و جل باشد و راستى كه روح مؤمن تا پايان خبر . روشنگرى : چون يك تن " گويا آن حضرت ( ع ) از برادرى به بيگانگى پرداخته يا بيان كرده كه برادرى آنان چون ديگران نيست بلكه بمانند اعضاء يك تن است كه يك روح دارد ، و چنانچه به درد آمدن يك عضو ديگر اعضاء به درد آيند به درد آمدن يك مؤمن هم ديگر مؤمنان دردناك و غمنده شوند چنانچه گذشت . . . در كتاب اختصاص آمده كه : روح هر دو از روح خداست و اين روشنتر است ، و مقصود از روح اگر روح حيوانى باشد يعنى پاره‌اى از روح خدا باشند و اگر نفس ناطقه باشد يعنى بسبب روح خدا باشند . . . و مقصود يا بيان پيوستگى كامل دو روح است كه گويا يكى باشند يا اينكه دو روح از يك روح پديد شدند كه روح امامت و آن نور خداست چنانچه در خبر ابى بصير از معانى الاخبار گذشت كه در حكم شرح اين خبر است . . . . و بسا كه مقصود از روح خدا ذات خدا باشد و اشاره باشد با ارتباط شديد مقربان به