باد گفت : من يك پريم از آنان كه با رسول خدا ( ص ) بيعت كردند و من خود از رسول خدا ( ص ) شنيدم ميفرمود : مؤمن برادر مؤمن است ، چشم او و رهنماى او است نبايد در حضور من از ميان برويد .
بيان - كفن پوشيدند " يعنى دل به مردن نهادند كه بدان يقين كرده بودند و كفن پوشيدند يا جامه را چون كفن به خود چسبانيدند و در يك نسخه ، تكنفوا ، آمده كه نون پيش از فاء است يعنى هر كدام بسوئى رفتند و از هم جدا شدند يا اينكه گرد هم آمدند .
در نهايه گفته در حديث دعا است كه : گذشتند بروش خود مكانفين يعنى در پناه هم و هم پهلو با هم ، و در آنست كه : فاكتنفته انا و صاحبى ، يعنى من و يارم از دو سو او را در ميان داشتيم . . .
من يك پريم " طبرسى و ديگران گفتند : هفتاد از پريان نصيبين آمدند نزد رسول خدا ( ص ) و با آن حضرت بيعت كردند و شماره بيشترى هم روايت شده . . . و دلالت دارد كه پريان اجسام لطيفى باشند و مىتوانند به صورت آدمى در آيند و جز پيغمبران و اوصياء آنها ببينند ، و اشاره دارد كه روايت حديث از پرى جائز است .
14 - كافى : بسندش تا فضيل بن يسار كه شنيدم امام ششم ميفرمود : مسلمان برادر مسلمان است ستمش نكند و او را واننهد ( و غيبت او نكند ، و خيانتش نكند و محرومش نسازد ) ( ربعى راوى از قول فضيل گفت : ) يكى از ياران ما در مدينه از من پرسيد كه تو از فضيل اين حديث را شنيدى ؟ گويد : به او گفتم : آرى ، گفت : من خودم از امام ششم ( ع ) شنيدم ميفرمود :
مسلمان برادر مسلمانست ستمش نكند ، دغلى با او نكند او را واننهد و او را غيبت نكند و به او خيانت نكند و او را محروم نكند .
( شرحى در تفسير راوى و شرح الفاظ آورده كه ترجمه نشد مترجم ) .
15 - كتاب المؤمن : بسندش از يكى از دو امام ( ع ) كه فرمود : مؤمن ( برادر مؤمن است ) بمانند يك تن كه چون چيزى از آن ساقط شود ديگر اندام را بسوى خود كشد و ويران كند .
16 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : ارواح قشونهاى بسيج شدهاند بهم بر خورند و يك ديگر را بو كنند چنانچه اسبان يك ديگر را بو كنند ، و هر كدام با هم آشنا باشند به هم پيوندند و هر كدام ناآشنايند از هم جدا شوند ، و اگر يك مؤمن بمسجدى درآيد و در آن مردم بسيارى باشند و جز يك مؤمن ميان آنها نباشد روحش بسوى همان مؤمن كشيده شود تا با او بنشيند .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٦