فرياد بدادم برسيد بر آورد و فرشتههاى آسمان و خازنان بهشت آن را حس كنند و به او لعنت كنند تا هيچ فرشته مقربى نماند جز كه او را لعنت كند تا بماند دفع شده و وامانده و رانده شده .
بيان ( واژههاى حديث را از قول قاموس تفسير كرده كه در ترجمه منعكس شده است مترجم ) .
باب شانزدهم برادر دارى و از دوستان پدر نگهدارى
: 1 - نوادر راوندى : بسندى تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : از دوستان پدرت مبر تا نورت خاموش شود و به همين سند از آن حضرت ( ص ) كه فرمود : سه تا نور بنده خدا را خاموش كنند :
كسى كه از دوستان پدرش ببرد ، و ريش سفيدش را دگرگون سازد ، و چشمش را بىاجازه بدرون اتاقها بلند كند .
2 - نهج البلاغه : امير مؤمنان ( ع ) فرمود : دوستى ميان پدران خويشاوندى ميان پسران باشد .
3 - كنز كراچكى : امير مؤمنان ( ع ) فرمود : از مردانگى است گريه بر زمان گذشته و شوق به وطن ، و نگهدارى دوستان ديرين ، و روايت است كه داود ( ع ) به پسرش سليمان فرمود : پسر جانم تا پيوند تو با دوستى ديرين برجاست دوستى تازه بجاى او مگير ، يك دشمن را كم مگير و هزار دوست را فزون مشمار .
4 - كافى : بسندش تا امام صادق ( ع ) كه فرمود : جز اين نيست كه مؤمنان برادرند پسران يك پدر و مادرند و چون يك رگ كسى از آنها بزند ديگران از آن بيدارى كشند .
در كتاب مؤمن حسين بن سعيد با حذف سند مانند آن آمده است .
روشنگرى : مؤمنان برادرند چنانچه خداى تعالى در كتاب عزيز خود فرموده ( در آيه 10 سوره الحجرات ) يعنى برادرند در دين يا بايد چون برادر تنى باشند در مهربانى و لطف به هم ، سپس آن را تاكيد كرد كه فرمود پسران يك پدر و مادرند يعنى سزاست كه چنين باشند يا نه بلكه بالاتر زيرا حقيقت آنها يكى است و در سرشت بهشتى و روح برگزيده پروردگارى شريكند چنانچه بيايد ، يا مقصود از پدر همان روح خداست كه در سرشت مؤمن دميده شده ، و مقصود از ام و مادر آب گوارا و تربت پاك است چنانچه در ابواب طينت گذشت نه آدم و حوا كه پيش افتند در خاطر برخى شنوندهها چون اين پيوست خاص اهل ايمان نيست جز كه گفته شود جدائى در عقيده مانع اين برادريست ولى دور است از باور .
و وجه ديگرى گذشت و آن وحدت پدران حقيقى آنانست كه بايمان و دانش آنها را زنده