دلهاتان زنده شود ، و احاديث ناگفته شود و احاديث شما را بهم مهربان كند و اگر آنها را به كار بنديد به راه رشد رفته و نجات يافتيد و اگر آنها را رها كنيد گمراه شويد و هلاك شويد ، آنها را به كار بنديد كه من ضامن نجات شما هستم .
بيان : دلها زنده شود " زيرا سبب ياد امامت شود و علوم ائمه و زندگى دلها بعلم و حكمت است .
57 - كافى : بسندش تا عباد بن كثير كه به امام ششم ( ع ) گفتم : من بيك داستانسرا گذر كردم كه ميگفت : اين مجلسى است كه نشيننده در آن بدبخت نشود ، امام فرمود : بسيار بسيار پرتند ( از در گشاد ساز پف ميكنند ) خدا را فرشتهها است جهانگرد جز كرام كاتبين ( نويسندگان اعمال چون گذر كنند بمردمى كه ياد ميكنند محمد و آل محمد را ( ص ) گويند ايست كنيد كه شما به مقصود خود رسيديد ، و بنشينيد و با آنها بفهمند و چون برخيزند از بيماران آنان عيادت كنند ، و بر سر جنازههاشان حاضر شوند ، و از حال غائبان آنها بازرسى كنند ، اينست آن مجلسى كه بدبخت نشود كسى در آن .
بيان : داستانسرا " مقصود گوينده داستانهاى دروغ و ساختگى است ( رومان ) و ظاهر بيشتر فقهاء اينست كه گوش دادن به آنها حرام است چنانچه بر آن دلالت دارد قول خداى تعالى ( 41 : المائده ) ، هر گوش دهندهاند بدروغ ) و مىتوان گفت در اينجا مقصود واعظان سنى و حديث گويان آنها هستند ، زيرا آنها همچنين باشند .
" بدبختى ندارد بدان " يعنى از خير بىبهره نباشد هر كه با آنها نشيند ( و بعد از تفسير لفظ شقى از قول راغب گويد : كه چنانى كه سعادت و خوشبختى دو جور است : اخروى و دنيوى و دنيوى آن هم سه جور است : روحى و بدنى و در امور خارجى همين طور شقاوت هم سه جور است : و بقول بعضى شقاوت بجاى تعب و سختى كشيدن آمده . . .
( سپس شرحى در تفسير ضرب المثل عربى آورده كه در حديث آمده و مقصود از آن خطا در تشخيص مورد قضاى حاجت است و ما آن را به يك ضرب المثل فارسى ترجمه كرديم و چون شرح آن سودى نداشت از ترجمه آن درگذشتيم مترجم ) .
" با آنها بفهمند " در نسخه آمده كه : با آنها موافقت كنند يعنى آنها را تصديق كنند يا در گفتگوى آنها شركت كنند .
58 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : برخى فرشتههاى آسمان سركشند بيكى يا دو تا و سه تا كه ياد ميكنند فضائل آل محمد ( ص ) را فرمود : ميگويند ننگريد اينها را با اينكه اندكند و دشمن بسيار دارند فضل آل محمد را به زبان آرند ؟ و گروه ديگر از فرشتهها گويند :
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٧