تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
را ستود و خوب شمرد و پرمدحشان كرد ، آن حضرت چگونه است ديدار توانگرانشان از مستمندانشان پاسخ داد كه اندك است فرمود : چگونه است حضور توانگرانشان نزد فقراشان ؟ گفت كم است فرمود : چگونه است بخشش توانگرانشان به فقراشان ؟ در پاسخ گفت : اخلاقى را ياد ميكنى كه بسيار نزد ما كمند گويد : پس فرمود ( ع ) چگونه اينان پندارند كه شيعه هستند . بيان : . . . عيادت بمعنى مطلق ديدار هم آمده ، در نهايه گويد در حديث است كه او زنيست بسيار عواد دارد يعنى زوار و ديداركننده ( و در الفاظ روايت شرح ادبى دارد كه ترجمه‌اش سود عمومى ندارد مترجم ) . 49 - كافى : بسندش تا ابى اسماعيل كه به امام باقر ( ع ) گفتم : قربانت راستى كه شيعه نزد ما بسيارند فرمود : آيا توانگر توجهى به فقير دارد ، و آيا نيكوكار از بدكردار گذشت مىكند و با هم همراهى دارند ؟ گفتم : نه ، فرمود : اينان شيعه نباشند ، شيعه آنست اين كارها را بكند . 50 - كافى : بسندش تا امام پنجم ( ع ) كه ميفرمود : ياران خود را بزرگ شماريد و به آنها احترام نمائيد ، و با هم با چهره عبوس روبرو نشويد ، بهم زيان نزنيد و بهم حسد نورزيد ، و از بخل بپرهيزيد ، و بنده مخلص خدا باشيد . 51 - كافى : بسندش تا سعيد بن حسن كه امام باقر فرمود : كسى از شماها ( شيعه ) مىآيد نزد برادرش و دست در كيسه او برد و به اندازه نياز از آن برگيرد و او جلوش را نگيرد ؟ من همچو چيزى در ميان خودمان خبر ندارم آن حضرت فرمود : در اين صورت چيزى در ميان نيست گفتم : در اين صورت دچار هلاكند ؟ فرمود : هنوز خرد كاملى به آنها داده نشده . بيان : چيزى نيست يعنى ايمانى در دست ندارند يا آداب ايمان ندارند و گويا سئوال‌كننده معنى يكم را فهميده و گفته : در اين صورت هلاكت است يعنى عذاب آخرت دارند و آن حضرت از طرف اكثر شيعه عذر خواسته باينكه هنوز عقل كامل ندارند و تكليف به اندازه درجه عقل است چنانچه گذشت كه : همانا خدا خرده گيرد بر بنده‌ها به اندازه عقلى كه به آنها داده ، يا مقصود اينست كه هنوز آداب خود را از ائمه عليهم السلام نياموختند و معذورند چنانچه اخبار گذشته و آينده بدان اشاره دارند چرا كه در مقام اول حقوق را براى آنها بيان نميكردند بعد از اينكه براى شما عمل بدانها دشوار است ، و آن اشاره دارد باينكه با ندانستن آنها كم و بيش معذورند . و بقولى مقصود ادب كردن سائل است كه فرق ندانسته ميان آنچه كمال ايمانست و با نبودنش كمال ايمان نيست نه اصل آن با اركان ايمان و فرائض آن كه با نبود آن ايمان نابود است يا مايه سزاى كيفر است و اين توجيه دور از باور است . . .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 164 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى