شايد مقصود از آن شك در حكم يا در باره ما باشد براى دشوارى و گرانى حكم ، يا اينكه آن را خوار شماريد كه خود در معرض كفر است يا خود كفر است بيك معنا و مؤيد وجه دوم گذشته است و اما دنبال خبر مانندش به چند سند در باب انصاف و عدل ( از كافى ) گذشته " ياد خدا در هر حال " گر چه از حقوق مردمى نيست ولى در ضمن بيان شده پس از ذكر دو حق مؤمن چون كه حق خدا عظيم است و بسا اشاره است باينكه حق مؤمن هم از حقوق خدا است با اينكه ياد خدا در هر حال مؤيد اداى حق مؤمن هم هست .
42 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) فرمود : خدا عبادتى نشده بهتر از اداى حق مؤمن بيان : گويا اداى حق امامان هم در حقوق مؤمنان وارد است زيرا كه آنان عليهم السلام برتر مؤمنانند و كاملتر آنان بلكه مؤمنان به حق همانها باشند .
43 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود حق مسلمان بر مسلمان اينست كه سير نباشد و برادرش گرسنه ، و سيراب نباشد و برادرش تشنه ، و پوشيده نباشد و برادرش برهنه پس چه اندازه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش و فرمود بخواه براى برادر مسلمانت هر چه براى خود خواهى ، و اگر نياز دارى از او بخواه ، و اگر از تو خواست به او بده و خيرى را از او تنگ مگير و او هم از تو تنگ نگيرد ، پشت او باش كه او هم پشت تو است ، چون غايب شود او را در غيبت او واپا ، و چون حاضر باشد ديدنش كن و والايش شمر و ارجمندش دار كه او از تو است و تو از او اگر از تو گله دارد از او جدا مشو تا دلش را بدست آرى ، و اگر خيرى به او رسد تو خدا را سپاس كن ، و اگر گرفتار شود كمكش كن ، و اگر در كيدى گرفتار است به او كمك كن ، و چون كسى ببرادرش اف گويد و اظهار نفرت كند دوستى ميان آنها از هم ببرد ، و چون به او گويد : تو دشمن منى يكيشان كافر باشد ، و چون به او تهمت زند ايمان در دلش نابود گردد چنانچه آب در نمك .
راوى گفت : به من رسيده كه فرمود ( ع ) راستى نور مؤمن بدرخشد براى اهل آسمان چنانى كه اختران آسمان بدرخشند براى اهل زمين ، و فرمود : براستى مؤمن دوست خداست كمكش كند و برايش بسازد ، و جز حق برايش نگويد ، و از جز او نترسد .
روشنگرى : . . . و اگر نياز دارى از او بخواه " دلالت دارد كه سؤال از برادر مسلمان بدى ندارد ، و وام و بخشش را شامل شود " و خيرى از او تنگ مگير " يعنى خيرى كه به او رسد تو را دلتنگ نكند و بقولى يعنى خيرى را از پس مينداز و معنى يكم بهتر است ( و بياناتى ادبى و لغوى در باره اين جمله دارد كه ترجمهاش سود عمومى ندارد مترجم ) .
" چون غيبت " به مسافرت يا بهر طورى او را واپا در باره مال و خاندان و آبرويش .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٧