آن در باره ترك بيان وجوب غسل در احتلام زنها نيز آمده ، و نهى شده از تعليم اين حكم به آنها تا آن را دستآويز خود نسازند ( در غسل براى زنا ) با اينكه ظاهر بيشتر آيات و اخبار دلالت دارند بر وجوب تعليم و هدايت و ارشاد گمراه و نادان بويژه در باره ائمه عليهم السلام در صورتى كه ترس و تقيه هم در ميان نباشد كه ظاهر مقام اين حديث است ، و البته كه خداى تعالى فرموده : ( 159 : ) راستى آنان كه كتمان كنند آنچه را از بينه و هدايت فرو فرستاديم كه آن را براى مردم در كتاب روشن كرديم هم آنانند كه خدا لعنتشان كند و همه لعنكنندهها و نمونهء آن بسيار است .
و ميتوان دو جواب داد يكم اينكه غرض امام از خوددارى از بيان اين نبوده كه از آن درگذرد بلكه براى تشنه كردن طرف بوده به گوش دادن و بزرگ شمردن مطلب و اينكه كار سختى است و مىترسم به كار نبندى و كيفر بينى و نفرمود كه من آن را به تو نميگويم بدين جهت و نفرمود كه تا ندانى معذورى بلكه مطلب را چند باره مورد تاكيد قرار داد تا او را بهتر وادار به عمل كند چنان كه اگر امير خواهد يكى از غلامان و خدمتكارانش را به كار سختى فرمان دهد پيش از صدور فرمان به او گويد : ميخواهم فرمان دشوار و بزرگى به تو دهم و ميترسم كه به كار نبندى كه دشوار است و غرضش ذكر نكردن آن نيست بلكه تاكيد در به كار بستن آنست .
دوم اينكه اين بيان امام مؤيد آنست كه اين امور مستحبند نه واجب ، و وجوب بيان همه مستحبات براى مردم خصوص كسى كه بيم آنست بدان عمل نكند معلوم نيست بويژه اگر امام آن را ببرخى مردم گويد و مايه شيوع حكم و روايت آن گردد ، و ميان مردم متروك نماند و بسا كه نگفتن آن در صورتى كه آن را سبك شمارند بهتر باشد و به حال شنونده اصلح باشد ، زيرا ترك مستحب نشنيده بهتر است از شنيدن آن و بىاعتنائى بدان ، و اين دو وجه كه بخاطر رسيد هر دو خوبند و شايد يكى روشنتر و بهتر و محكمتر باشد .
و اينكه راوى گفت : لا قوه الا بالله ، اظهار ناتوانى از طاعت خداوند است چنانچه شايدش و درخواست توفيق از حضرت او است در ضمن .
اجتناب از خشم برادر در جز امرى كه مايه سخط باشد چنانچه طلب رضاى او هم بدان مقيد است و هم اطاعت امرا و عدم ذكر اين قيد مؤيد آنست كه مقصود از برادر برادر كامل و صالح است كه از ارتكاب غير رضاى خدا غالبا بدور است كمك با جان تلاش بدنى است در نيازهاى او با مال بهمراهى و ايثار و انفاق و پرداخت وام و مانند آنها پيش از درخواست و پس از آن و نخست بهتر است ، و كمك با زبان بوساطت ميان مردم و بدرگاه خدا و بدعا و جلوگيرى از غيبت او ستايش او در مجالس و ارشاد او بمصالح دين و دنيا و هدايت و تعليم او .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٥