تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
( و پس از تفسير برخى الفاظ حديث گويد ) ابرار قسم و سوگند اينست كه اگر او را قسم داد براى كارى انجامش دهد يا بر خبرى كه قسم خورد به خدا تصديقش كند . تا گويد مشهور ميان اصحاب اينست كه مستحب است به كار بستن چيزى كه ديگر ويرا بدان قسم دهد در صورتى كه كار مباحى باشد و استحباب آن مؤكد است ولى در مخالفتش كفاره بر طرفين نيست و در روايت مرسله ابن سنانست از امام چهارم ( ع ) كه هر گاه كسى برادرش براى انجام كارى قسم داد و او عمل نكرد بر قسم دهنده كفاره يمين باشد ، و اين قول برخى عامه است و شيخ اين حديث را حمل بر استحباب كرده است و بقولى معنى ابرار قسم اينست كه عمل كند بوعده‌اى كه از طرف او به ديگران داده براى انجام حاجتى و برايش بدان وفا كند و اين توجيه بروشنى سست است . صله كردى ولايتت را بولايت او " يعنى دوستى خود را بدوستى او پيوستى و بر عكس دوستى ميان شما پا برجا شده و تو وسيله آن شدى يا بمقتضاى ولايتى كه مؤمنان بهم دارند عمل كردى كه خداى تعالى فرموده : ( 71 : برائه ) مردان مؤمن و زنان با ايمان اولياء يك ديگرند " و بسا كه مقصود از ولايتشان دوستدارى آنها با ائمه عليهم السلام باشد يعنى برادرى خود را كه از جهت ولايت با ائمه است محكم كردى ، و در روايت خصال است كه صله كردى ولايت خود را بولايت او و ولايت او را بولايت خدا عز و جل . 41 - كافى : بسندش تا عبد الاعلى بن اعين كه اصحاب ما به امام ششم ( ع ) نامه‌اى نوشتند و چيزها پرسيدند و به من فرمودند تا از وى بپرسم حق مسلمان را بر برادرش و پرسيدم و به من جواب نداد و چون آمدم تا وداعش كنم گفتم از تو پرسشى كردم و جوابم ندادى فرمود : راستش ميترسم كافر شويد ، از سخت واجبات خدا بر خلقش سه تا است انصاف دادن كسى از طرف خود تا آنكه نپسندد براى برادرش از طرف خود جز آنچه بپسندد براى خودش از طرف او ما و همراهى كردن با برادر در مال ، و ياد خدا در هر حال نه به صرف گفتن سبحان الله و الحمد لله بلكه وقتى به حرام خدا برخورد و ياد او كند و آن را وانهد و ترك كند . روشنگرى " به من جواب نداد " دلالت دارد بر جواز پس انداختن بيان حكم از وقت پرسيدن براى مصلحتى چون مصلحتى كه ما در وجه اول توضيح روايت گذشته بيان كرديم ، و بعلاوه ميتوان گفت : چون در اينجا پرسش صادر از اهل كوفه بوده و جواب پس از رفتن پيام‌آور به آنها ميرسيده از وقت پرسش هم پس نيافتاده . " كافر شويد " بقولى يعنى دانسته مخالفت كنيد و اين يك معنى كفر است و من گويم :