تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
خدا نازل كرده آنان همان كافرانند " در پاسخ گفت آنها كافرند ولى نه چون كسى كه كافر است به خدا و روز جزا . و از آنست حديث ديگر كه قبيله اوس و خزرج به ياد آوردند آن دشمنى كه در دوران جاهليت با هم داشتند و بهم شوريدند با شمشير آخته و خدا در باره آنها فرو فرستاد ( 109 آل عمران ) چگونه كافر شويد با اينكه بر شما آيات خدا خوانده مىشود و رسول خدا ( ص ) در ميان شماها است " و اين كفر به خدا عز و جل نبود ولى بمعنى سرپوش نهادن بر الفت و دوستى بود كه بواسطه اسلام در ميان آنها بود . و از آنست حديث ابن مسعود كه چون كسى به ديگرى گويد : تو دشمن منى يكى از آن دو باسلام كافر شده ، مقصود ناسپاسى نعمت اسلام است زيرا خداى تعالى دلهاشان را با هم الفت داده و بنعمت او برادر شدند و هر كه اين نعمت را نشناسد ناسپاسى كرده . و از آنست حديث كه : هر كه نكشد مارها را از ترس آتش البته كه كافر شده يعنى كفران نعمت كرده است . و از آنست حديث كه : پس ديدم بيشتر اهلش را زنها براى كفر آنها ، گفته شد : آيا به خدا كافرند ؟ فرمود نه ، ولى باحسان ناسپاسند و به عشيره ناسپاسند يعنى احسان شوهران خود را ناسپاسند . و حديث ديگر كه : دشنام به مسلمان فسق و نابكاريست و جنگ با او كفر است ، و هر كه از پدرش روگرداند كافر شده باشد و هر كه تيراندازى را وانهد كافر شده كه آن نعمتى باشد ، و احاديث بدين مضمون بسيار است و اصل كفر در معناى خود پوشيدن چيزيست كه داراى اوست . و در معنى انماث گفته : يعنى چيزى را در آب فرو كند و به اين معنا است حديث على ( ع ) كه : بارخدايا نهفته ساز دلهاشان را چنانچه نهفته شود نمك در آب ، تا گويد ولى خدا يعنى دوست‌دار او يا كسى كه دوستش دارد يا ياور دين خدا . تا گويد و به اين معنا است ( 157 : البقره ) خداست دوست كسانى كه گرويدند " و ولى به معنى مطيع هم آمده و به مؤمن گويند ولى الله ( يعنى فرمانبر خدا ) پايان سخن نهايه . " و كمك كند او را " يعنى خدا كمك بمؤمن و بسازد برايش يعنى مهماتش را كفايت كند و مؤمن بر خدا نگويد جز آنكه بداند حق است و از جز خدا نترسد يا مقصود اينست كه مؤمن كمك كند بدين خدا و بدوستانش و براى خدا كار كند و اعمالش خاص او باشد . . . 44 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : از حق مسلمان بر برادر مسلمانش اينكه چون به او برخورد سلامش كند و او را در بيماريش عيادت كند ، و در غيبت او خيرخواه او باشد