تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
51 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : هر كه بنشيند نزد دشنامگوى اولياء خدا البته نافرمانى كرده خدا را . بيان : دلالت بر حرمت نشستن با ناصبيها و گر چه در آن جلسه دشنام ندهند و اين هم در صورتيست كه تقيه در ميان نباشد . 52 - كافى : بسندش تا امام پنجم ( ع ) فرمود : هر كس بنشيند در مجلسى كه يكى از امامان در آن دشنام داده مىشود و ميتواند انتقام گيرد ( ميتواند برخيزد ، برگردد خ ب ) و نكند خدا در دنيا جامه خوارى بر او پوشاند و در آخرت عذابش كند ، و خوبى آنچه را از معرفت ما به او ارزانى داشته از وى سلب كند . بيان : ( پس از شرح لفظ انتصاف از قول قاموس گويد ) : و انتقام سب امام اينست كه او را بكشد اگر بر جان و آبرو و مالش ترسى ندارد بر مؤمن ديگرى هم ترس جان و آبرو و مال ندارد . سلب خوبى معرفت بطور كلى يا اينكه مقدارى از آن و سلب كمال آن . 53 - كافى : بسندش تا يمان بن عبيد الله كه گفت يحيى بن ام طويل را ديدم در ميدان كوفه ايستاده و سپس با آواز هر چه بلندترش فرياد زد : اى گروه دوستان خدا براستى ما بيزاريم از آنچه به گوش شما رسد ، هر كه على ( ع ) را سب كند لعنت خدا بر او باد ، و ما بيزاريم از خاندان مروان و آنچه جز خدا بپرستند ، سپس آوازش را آهسته كرد و ميگفت : هر كه دشنام دهد دوستان خدا را با او همنشين نشويد ، و هر كه شك دارد در عقيده‌اى كه ما داريم در به روى او باز نكنيد ، و هر كس از برادرتان كه نيازمند شود از شما خواهش كند البته كه به او خيانت كرديد ( يعنى بىخواهش نياز او را برآوريد ) پس اين آيه را ميخواند ( 29 : الكهف ) به راستى آماده كرديم براى ستمكاران آتش كه فرو گيرد آنها را سراپرده‌هاى آن ، و اگر فريادرسى خواهند ( از تشنگى ) فرياد آنها رسند با آبى چون مس گداخته كه چهره‌ها را كباب كند چه بد نوشابه‌اى و چه بد آسايشگاهى . بيان : يحيى بن ام طويل مطعمى از ياران امام حسين ( ع ) است ، و فضل بن شاذان گفته : در زمان امامت امام چهارم در آغاز كارش جز پنج كس با او نبودند و يكى از آنها را يحيى بن ام طويل نام برده ، و از امام صادق ( ع ) روايت است كه فرمود : همه مردم پس از امام حسين ( ع ) از دين برگشتند جز سه تن : ابو خالد كابلى و يحيى بن ام طويل و جبير بن مطعم و پس از آن مردم پيوستند به امام و بسيار شدند و در روايت ديگر مانند آن آمده و جابر ابن عبد الله انصارى را افزوده ، و از امام باقر ( ع ) روايت است كه حجاج او را دستگير كرد و به او