كه بايد او را بدان نام برد دستور .
و من گويم : بنا بر تفسير ائمه عليهم السلام بسا كه معناى به غير علم اينست كه به غير علم بر اينكه دشنام اولياء خدا دشنام بخداست .
" چون ديدى آنان را كه خوض كنند در آيات " گفتند : يعنى بدروغ شمردن و مسخره كردن به آن آيات و طعنه زدن بدانها " روگردان از آنان " يعنى با آنها منشين و برخيز از بر آنها " تا افتند در حديث ديگرى جز قرآن . . . و از آن پس فرمود " و اگر آنكه فراموشت كرد " و تو را به وسوسه خود انداخت تا نهى را فراموش كنى " پس ننشين پس از يادآورى " يعنى پس از آنكه به يادت آمد آن نهى " با مردم ستمكار " كه ستم كردند اينكه دروغ شمردن و مسخره كردن را به جاى باور كردن و احترام بآيات نهادند .
" و نگوئيد براى آنچه وصف كنند زبانهاى شما " . . . بقول بيضاوى يعنى دروغ نگوئيد به وصف كردن زبان خود كه بگوئيد اين حلال است و اين حرام .
يا اينكه نگوئيد : اين حلال است و اين حرام تا زبان شما دروغ را نمودار كند و معرفى نمايد و حرام نكنيد و حلال نكنيد به مجرد گفتار زبان خود بىدليل بر آن : و اينكه زبان وصف كند دروغ را مبالغه است در كذب و دروغ بودن سخن آنها كه گويا حقيقت دروغ ناشناخته بوده و زبان آنان با سخن بىحقيقت آنها آن را وصف كنند و بشناسانند ، و از اين جهت است كه آن را شيواتر سخن دانستند مانند قول عرب در وصف زيبائى محبوب كه : رخش زيبائى را وصف مىكند و چشمش جادوگرى معرفى مىكند " تا افتراء بنديد خدا را بدروغ " بيان نتيجه كار آنها است نه بيان هدف و غرص آنها چنانچه در قول خداى تعالى ( آيه 8 سوره قصص ) تا باشد براشان دشمن و اندوهزا .
50 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) ، فرمود : چون گرفتار شدى به ناصبيها ( دشمنان خاندان پيغمبر ( ص ) و بهمنشينى با آنان چون كسى باش بر روى تابه و سنگ سرخ است تا بر خيزى چون خدا دشمنشان دارد و لعنتشان مىكند ، و چون ديدى سخن يكى از امامان را بناروا در انداختند برخيز زيرا خشم خدا در آنجا بر سرشان فرود آيد .
بيان : ( پس از نقل معنى لغت وصف از نهايه و حديث او كه در باره نماز آورده كه در حال تشهد يكم گويا بر سر رضف ( سنگ تافته ) بود گويد ) : دستخط خدا و خشم او لعن بر آنها است و حكم به عذاب و خذلانشان ، و منع الطاف از آنان ، و چون بر آنها فرود آيد بسا كه شامل حال كسى شود كه همنشين و نزديك آنها است پس لازم است دورى از آنها و از همنشينى آنها در صورتى كه از روى تقيه و ضرورت نباشد .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٩