مطلب دومى است زيرا در اخبار كه مقصود از دشنام به خدا دشمنى باولياء خداست ، و اگر در مجلسى نشست كه در آن ذكر دشمنان خداست يا خاموش ماند و سازشكار باشد يا به آنها تعرض كند در گفتگو و مشمول آيه گردد .
و در روضه كافى ضمن حديثى طولانى است كه با مردم ظاهرسازى كنيد و آنها را بجان خود نيندازيد ، و به آن بطاعت پروردگار خود بپردازيد ، و بپرهيزيد از دشنام بدشمنان خدا آنجا كه ميشنوند از شما تا دشنام دهند خدا را ندانسته ، و شايسته است بدانيد دشنام به خدا چه اندازهاى دارد و چگونه است ؟ راستش هر كه اولياء خدا را دشنام دهد دشنام به خدا را از پرده بدر آورده ، و چه كسى ستمكارتر است نزد خدا از آنكه دشنامتراشى كند براى خدا و دوستانش پس آرام باشيد ، آرام و پيرو امر خدا باشيد و لا حول و لا قوه الا بالله .
و روايت كرده عياشى از آن حضرت عليه السلام كه از اين آيه پرسش شد و فرمود : كسى را ديدى كه خدا را دشنام دهد ؟ گفت : نه ، و چگونه باشد ؟ فرمود هر كه ولى خدا را دشنام دهد خدا را دشنام داده ، و در اعتبار آمده از آن حضرت ( ع ) كه به او گفته شد ما در مسجد مردى را بينيم كه آشكار بدشمنان شما دشنام دهد فرمود : چيست بر او خدايش لعنت كند كه بما تعرض كرده خدا فرموده : و دشنام ندهيد آنان را كه ميخوانند تا آخر آيه گفت : و امام صادق ( ع ) در تفسير اين آيه فرمود : دشنامشان ندهيد كه آنها هم بشما دشنام دهند و فرمود : هر كه به ولى خدا دشنام دهد به خدا دشنام داده ، پيغمبر ( ص ) بعلى ( ص ) فرمود : هر كه به تو دشنام دهد به من دشنام داده ، و هر كه به من دشنام دهد به خدا دشنام داده و هر كه به خدا دشنام دهد او را سر نگون بدوزخ كند .
و آيه دوم راجع بمطلب سوم است زيرا در اخبار آمده كه مقصود از آيات امامان عليهم السلام باشند و على بن ابراهيم در تفسير قمى روايت كرده از پيغمبر ( ص ) فرمود : هر كه ايمان به خدا و روز جزا دارد در مجلسى ننشيند كه در آن دشنام بامامى داده شود يا غيبت و بدگوئى از مسلمانى شود زيرا خداى تعالى در قرآنش ميفرمايد : و چون ديديد درافتند در آيات ما - الآية - و بقولى آيه يكم براى مطلب سوم است و آيه دومى براى مطلب دوم ، و خوض در چيزى طعنه زدن در آنست چنانچه خدا فرمود : ( 45 سوره المدثر ) و بوديم ما كه خوض ميكرديم با خوضكنندهها .
و برگرديم به تفسير آيه ، بقول مفسران قرآن " سب نكنيد آنان كه ميخوانند آنها را بجاى خدا " گفتند : يعنى نام نبريد معبودانى كه آنها را ميپرستند بزشتى و بدى " تا دشنام دهند به خدا بتجاوز " يعنى تجاوز از حق بباطل ( ندانسته ) يعنى از روى ندانستن مقام خدا و آنچه
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٨