گفت ابو تراب را لعن كن ، و فرمان داد دو دست و دو پايش را بريدند و او را كشت .
من گويم : اينان بزرگان اصحاب خاص ائمه عليهم السلام بودهاند .
ابواب : " حقوق مؤمنان بر يك ديگر " و برخى احوال آنان :
باب پانزدهم : در حقوق برادران و اينكه يادآورى آنان از همدگر مستحب است : و مطالب ديگرى كه با اينها مناسبت دارند .
1 - احتجاج : بسندى تا امير مؤمنان ( ع ) كه به آن مرد يونانى كه پس از ديدن معجزههاى خيرهكننده بدست آن حضرت مسلمان شد فرمود : من فرمانت دهم كه با برادرانى كه با تو موافقند در تصديق محمد ( ص ) و تصديق من ، و فرمانبرى از او و از من همدردى كنى در بخشش آنچه خدا به تو روزى كرده ، و به ديگران آنان تو را افزونى داده ، رخنه نياز آنان را ببندى و شكستگى امورشان و نيازشان را جبران كنى ، هر كدام آنها كه با تو همپايهاند در ايمان ميان خود و آنها برابرى كنى ، و هر كدام از آنها از تو ديندارترند او را در آنچه دارى بر خود مقدم شمارى تا خدا بداند كه تو دينت را بر مالت مقدم شمارى و اينكه اولياء او ارجمندترند نزد تو از خاندان و عيالت : 2 - اختصاص : امام صادق ( ع ) فرمود : مسلمان برادر مسلمانست ، و حق مسلمان بر برادر مسلمانش اينكه سير نباشد و برادرش گرسنه بماند ، و سيراب نگردد و او تشنه بماند ، و جامه بر تن نباشد و او برهنه بماند وه چه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش ، فرمود ( ع ) چون كسى ببرادرش اف گويد پيوند ميان آنها بريده شود و اگر گفت : تو دشمن منى يكى از آن دو كافر باشد ، و اگر به او تهمت زد ايمان در دلش آب شود و نابود گردد چنانچه نمك در آب حل شود ، و فرمود : خدا عبادتى نشده كه برتر باشد از اداء حق مؤمن و فرمود ( ع ) حق مؤمن از كعبه بزرگتر است ، و فرمود ( ع ) دعاى مؤمن براى مؤمن دفع بلا كند و روزى او را روان سازد .
3 - خصال : بسندش تا رسول خدا ( ص ) فرمود ( ع ) مؤمن بر مؤمن از جانب خدا هفت حق دارد او را در چشم خود و الا نگرد ، و از دل دوست بدارد ، و در مالش با او همراهى كند و غيبت و بدگوئى از او را حرام شمارد ، و در بيماريش از او عيادت كند ، و بدنبال جنازهاش