برود ، و پس از مردنش جز خوبى او نگويد .
4 - همان : از حميرى مانندش را آورده جز اينكه پس از ذكر : واجب از خدا عز و جل ، افزوده : خدا بازپرس او است از آنچه در آنها كرده ، و پس از " مالش " : و دوست دارد برايش آنچه براى خود دوست دارد .
5 - امالى صدوق : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه فرمود : برادر مسلمانت را دوست بدار ، و برايش دوست دار هر چه براى خود دوست دارى و برايش بد دار هر چه براى خود بد دارى ، چون نيازمند شدى از او خواهش كن ، و چون او خواست به او بده ، و هيچ خيرى را از او پسانداز مكن كه او هم از تو پسانداز نكند ، پشتيبان او باش كه او هم پشتيبان تو است ، اگر غايب شد در غيبتش او را به پا ، و اگر حضور دارد او را ديدار كن ، او را و الا شمار و گرامى دار كه او از تو است و تو از او ، و اگر از تو كار دارد از او جدا مشو تا بددلى او را و هر چه در خاطر دارد شفابخشى و بر طرف كنى ، و اگرش خيرى رسد خدا را به حساب او سپاس كن ، و اگرش بدى كمكش كن و برايش چارهجوئى كن .
6 - تفسير قمى : بسند از حماد از امام صادق ( ع ) فرمود : خدا در قرآن تحمل را واجب كرده گفتم : تحمل چه باشد ؟ فرمود : اينست كه تو آبرومندتر باشى از برادرت و از او تحمل كنى ، و آن قول خداست ( 13 : آل عمران ) خيرى نيست در بسيارى از نجواى شما .
7 - همان : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) فرمود : خدا بر شما واجب كرده زكات جاه و آبروتان را چنانچه زكات مالتان را .
8 - همان : امام ششم فرمود : راستى كه مؤمن را بر مؤمن هفت حق واجب است ، از همه واجبتر اينكه بايد مؤمن حق را بگويد و گر چه به ضرر خودش باشد يا پدر و مادرش ، و به خاطر آنها از حق نگذرد .
9 - قرب الاسناد : تا از دى كه شنيدم امام صادق ( ع ) بخيثمه فرمود : سلام ما را به دوستان ما برسان ، و آنها را سفارش كن بتقوى از خداى بزرگ ، و اينكه توانگرشان به فقيران سركشند و نيرومندشان بناتوانشان ، و زندههاشان بر جنازه مردههاشان حضور يابند و اينكه در ميان خانههاشان با هم برخورد كنند ، زيرا برخورد آنها زنده شدن امر ماست سپس دست بر داشت و گفت رحمت كند خدا كسى را كه امر ما را زنده كند .
10 - امالى طوسى : بسندى مانندش را آورده .
11 - خصال : بسندش تا پيغمبر ( ص ) فرمود : چهار حق بر امتم لازم است : توبه كن را
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٢